بهترین فیلمهای علمیتخیلی مملو از ایدههای فناورانه و جالب هستند که در نگاه اول، سخت میتوان تصور کرد که روزی به واقعیت بپیوندند. اما بعید هم نیست که در آیندهای نزدیک بتوان به آنها رنگ واقعیت بخشید.
در طول چند دهه گذشته، تکنولوژی با سرعتی تصاعدی در حال پیشرفت بوده است، به گونهای که اختراعات خوب یا بد موجود در آثار علمیتخیلی، به وفور توانستهاند وارد دنیای واقعی شوند. یکی از ویژگیهای برجسته ژانر مذکور این است که رونمایی از فناوریهای جدید پیش از آنکه انسانها بتوانند خود را برای آنها آماده کنند، صورت میگیرد که میتواند نتایج نگرانکنندهای به همراه داشته باشد.
10. بازی با هدستهای واقعیت مجازی؛ فیلم Ready Player One (2018)

یکی از بزرگترین چالشهای دنیای امروز، ایجاد یک ارتباط هماهنگ ذهنی و فیزیکی است، به این معنا که بدن همان چیزی را حس کند که چشم و ذهن پردازش میکنند. از سوی دیگر، محبوبیت و میزان استفاده از هدستهای واقعیت مجازی در دهه گذشته بیشتر شده و به نظر میرسد این تکنولوژی در فیلم Ready Player One اکنون در دسترس ما قرار دارد.
در فیلم اشارهشده، تای شرایدن (در نقش وِید) وارد نوعی بازی میشود که میتواند با تمام حواس خود به تجربه آن بپردازد، تجربهای که از نظر ظاهر و نحوه عملکرد شبیه به فناوری متاورس است. او خود را به سیمها و هدستی متصل میکند که موجب میشود او فکر کند در هوا معلق است و میتواند به محرکهای درون بازی پاسخ دهد.
9. پروژکتور راهرو؛ فیلم Mission: Impossible – Ghost Protocol (2011)

هر فیلم از سری Mission: Impossible دارای سکانسهایی است که نشاندهنده فناوریهای مختلف هستند. این فناوریها گاهی به قدری دستیافتنی به نظر میرسند که تماشاگر از خود میپرسد آیا نمونهای از آنها در دنیای واقعی وجود دارد یا خیر. در این فیلمها، اتان هانت (با بازی تام کروز) و تیمش در حالی که از تکنولوژیهای شگفتانگیزی استفاده میکنند، به شکلی جسورانه از دست دیگران فرار میکنند. یکی از نمادینترین اختراعات در این سری، ماسکهایی هستند که به خوبی روی صورت افراد قرار گرفته و به آنها اجازه میدهد چهره خود را شبیه دیگران کنند. البته در حال حاضر، این کار تنها از طریق جراحی پلاستیک امکانپذیر است، اما در فیلم Mission: Impossible – Ghost Protocol چند نوآوری دیگر وجود دارد که تصور آنها در دنیای واقعی آسانتر است.
در این فیلم، هانت و بنجی (با بازی سایمون پِگ) به کمک یک صفحهنمایش، نوعی خطای دید ایجاد میکنند تا تصویر یک راهرو خالی را نمایش داده و بتوانند از دست دو نگهبان فرار کنند. انجام این کار با استفاده از یک صفحه و پروژکتور مناسب امکانپذیر است. اگرچه فیلمهای ماموریت غیرممکن کاملا علمیتخیلی نیستند، اما آنقدر دارای فناوریهای خیالی هستند که ترکیبی خاص از ژانرهای مختلف محسوب شوند.
8. احیای جانوران منقرض شده؛ فیلم Jurassic Park (1993)

انسانها اخیرا از تاثیرات و ویرانیهایی که انقراض یک گونه جانوری برای اکوسیستم و محیط زیست به همراه دارد، آگاه شدهاند. کاهش و معکوس کردن اثرات تغییرات آبوهوایی، بهترین راه برای جلوگیری از وقوع این اتفاق است.
اما در Jurassic Park، یک میلیاردر، گروهی از دانشمندان را استخدام میکند تا DNA دایناسورها را از فسیلها استخراج کنند و جانورانی که مدتها پیش منقرض شده بودند را دوباره به حیات بازگردانند. البته این کار عواقب فاجعهباری به همراه دارد و نشان میدهد که انسانها نباید در کارکرد طبیعت دخالت کنند. با این حال، از آنجایی که انقراض بسیاری از گونههای جانوری به دلیل دخالت بشر رخ داده، شاید بازگرداندن گونههایی که لازم است به حیات خود ادامه دهند، کاری بهتر از احیای دایناسورها محسوب شود.
7. تاکسی خودران؛ فیلم Total Recall (1990)

ماشینهای خودران همین حالا نیز در دنیای واقعی وجود دارند، اما بینقص نیستند و توسط بیشتر مردم استفاده نمیشوند.
با وجود اینکه تاکسی خودران فیلم Total Recall هیجانانگیزترین یا نوآورانهترین بخش آن نیست، اما شباهت زیادی به وسایل نقلیه امروزی دارد. آرنولد شوارتزنگر نقش داگلاس کواید را بازی میکند، مردی که خاطرات دروغین زیادی درباره یک شورش رخ داده در زمین و مریخ دارد. با این حال، در یکی از سکانسهای تعقیب و گریز فیلم، او سوار تاکسیای میشود که رباتی انساننما آن را کنترل میکند. اگرچه وجود یک ربات ممکن است حس خوبی به مسافران منتقل نکند، اما همین ایده نشان میدهد که در آینده ماشینها چگونه هدایت خواهند شد.
6. ترجمه فوری مکالمات؛ فیلم The Hitchhiker’s Guide To The Galaxy (2005)

راهنمای مسافران کهکشان، فیلمی معروف در ژانر علمی-تخیلی است و به لطف رمانی به همین نام قلم داگلاس آدامز، شهرت بالایی در میان آثار ادبی دارد. گرث جنینگ، کارگردان این اثر توانسته به کمک داستانی علمی-تخیلی، کمدی و همچنین پیشبینی اختراعات کاربردی و غیرعادی در آینده، ابزارهایی را در فیلم به نمایش بگذارد که به مسافران کیهان کمک میکنند. برای مثال، نوعی ابزار که شبیه به ماهی بادکنکی است، به افراد اجازه میدهد فورا هر زبانی را ترجمه کنند.
البته نسخههای نوشتاری این فناوری همراه با نرمافزارهای ترجمه در اینترنت قابل استفاده هستند، اما نمیتوانند به درستی تفاوتهای زبان و بیان احساسات را متوجه شوند. جهان پر از زبانها و گویشهای مختلف است و هیچکس نمیتواند همه آنها را یاد بگیرد و بفهمد؛ این موضوع موجب میشود ایده ماهی بادکنکی در فیلم اشارهشده جالب به نظر برسد.
5. ابزارهای نامرئیکننده؛ فیلم Invisible Man (2020)

فیلم مرد نامرئی ترکیبی عالی از ژانر علمی-تخیلی و ترسناک است که در آن از فناوری نامرئی شدن برای ترساندن شخصیت اصلی استفاده میشود. سیسیلیا (با بازی الیزابت ماس) فکر میکند از چنگ دوست سابق بد رفتارش فرار کرده، در حالی که او همان نزدیکی است اما دیده نمیشود. این اثر آیندهای را نشان میدهد که در آن انسانها میتوانند نامرئی شوند و از این توانایی به جای کارهای خوب، برای اهداف شرورانه استفاده خواهند کرد. البته این اتفاق در بیشتر داستانهای مرتبط با این موضوع رخ میدهد زیرا نامرئی شدن ویژگیای فریبنده است.
افزون بر این، در بیشتر فیلمهای علمی-تخیلی که درباره سفرهای فضایی و هوایی هستند، نوعی ابزار برای مخفی کردن هواپیما از دید دیگران نشان داده میشود که میتواند نوآوری بزرگی باشد. اگرچه بازیگر نقش سیسیلیا در Invisible Man سالم و زنده ماند، اما این فیلم به عنوان اثری واقعگرایانه در ژانر خود شناخته میشود.
4. پایگاه عملیاتی روی ماه؛ فیلم Ad Astra (2019)

سرمایهگذاری در سفرهای فضایی گاهی مورد انتقاد قرار میگیرد، زیرا شهروندان احساس میکنند که بهتر است حل مشکلات زمین در اولویت قرار داده شود. اگرچه این موضوع کاملا درست است، اما در فیلم به سوی ستارگان، آیندهای شامل سفرهای فضایی بینقص و مهم به تصویر کشیده میشود؛ همچنین مردم در ساختمانها و پایگاههای ساختهشده روی ماه زندگی میکنند. فیلم با اعزام روی ریچارد مکبراید (با بازی برد پیت) به مریخ برای بررسی خدمه باقیمانده یک ماموریت به نپتون آغاز میشود.
با این حال، سفر تجاری و حمل آسان تجهیزات به ماه میتواند در آینده امکانپذیر شود. برای مثال، دانشمندان اخیرا درباره قطاری صحبت کردهاند که میتواند برای انجام کارهای مختلف در پایگاه ساختهشده روی سطح ماه استفاده شود. توسعه چنین پایگاههایی میتواند بدان معنا باشد که سفر به نقاط دورتر فضا امکانپذیر خواهد بود، زیرا این ماه فاصله کمتری با سایر سیارات در فضا دارد.
3. مهندسی ژنتیک؛ فیلم Gattaca (1997)

ایتن هاک و اوما تورمن در فیلم گاتاکا نقش دو عاشق بدشانس را ایفا میکنند. این اثر، آیندهای احتمالی را نشان میدهد که در آن مهندسی ژنتیک امکان انتخاب بهترین ویژگیهای ممکن در کودکان را فراهم کرده و یک شکاف طبقاتی بزرگ در جامعه بهوجود آورده است. این مورد نیز مانند تمام نوآوریها به لطف تلاش متخصصان ژنتیک برای از بین بردن بیماریها و جلوگیری از بروز مشکلات پزشکی برای کودکان متولد نشده، به تدریج در حال تبدیل شدن به واقعیت است. با این حال، این توانایی پیش از آنکه به والدین اجازه دهد تا شخصیت فرزندان خود را انتخاب کرده و نسبت به اصلاح نژاد اقدام کنند، میتواند برای اهداف دیگری مورد استفاده قرار گیرد.
هاک که در فیلم اشارهشده وینسنت نام دارد، عضوی از طبقه پایین جامعه است و از نظر ژنتیکی اصلاح نشده است؛ این موضوع موجب میشود تا او نتواند شغل خود یعنی شرکت در سفرهای فضایی را بهدست آورد. بنابراین، هویت جدیدی برای خود انتخاب میکند و هرکاری که میتواند انجام میدهد تا تواناییهاییاش را تقویت کند و نشان دهد به اندازه دیگران توانمند است.
2. شبیهسازی انسان؛ فیلم Never Let Me Go (2010)

فیلم هرگز رهایم نکن که بر اساس رمانی به همین نام، نوشتهی کازوئو ایشیگورو (Kazuo Ishiguro) ساخته شده، بسیار غمانگیزتر از آن چیزی است که ابتدا به نظر میرسد. این فیلم با بازی کری مولیگان، کایرا نایتلی و اندرو گارفیلد، داستان بلوغ افراد را با پیچشی تاریک و پادآرمانشهری به نمایش میگذارد. در این فیلم خیلی زود مشخص میشود که شخصیتهای جوان در این اثر، انسانهایی شبیهسازیشده هستند که برای اهدای عضو به افراد عادی پرورش یافتهاند. این پیچش داستانی نه تنها برای شخصیتها، بلکه برای مخاطب نیز ناراحتکننده است و مستقیما اصول اخلاقی در آزمایشات پزشکی و تحقیقاتی را زیر سوال میبرد.
البته مدتهاست که افراد برای انجام آزمایشات پزشکی خود، به سراغ انسانهای فقیر میروند و باتوجه به اینکه شبیهسازی به تدریج امکانپذیر خواهد شد، بعید نیست روزی چنین چیزی عادیسازی شود. اگرچه این فناوری تاکنون تنها روی حیوانات آزمایش شده، اما میتواند ترسناک باشد و موجب بهوجود آمدن سوالات اخلاقی زیادی میشود که هنوز بشریت آمادگی مواجهه با آنها را ندارد.
1. هوش مصنوعی با ادراک انسانی؛ فیلم Ex Machina (2014)

هوش مصنوعی اخیرا به بخشی از زندگی روزمره کاربران اینترنت تبدیل شده است. بزرگترین شرکتهای فعال در حوزه فناوری و رسانههای اجتماعی بهطور مداوم در حال آزمایش مدلهای جدید هوش مصنوعی هستند تا بتوانند به شکل بهتری با کارها و علاقهمندیهای افراد آشنا شوند. با این وجود، توسعه این فناوری نهتنها برای کمک به شرکتها در بازاریابی محصولاتشان استفاده میشود، بلکه مدلهای مختلف آن قرار است از پیشرفتهترین توانمندیها بهرهمند شوند. محققان و دانشمندان همیشه به رباتها علاقهمند بودهاند و ترکیب هوش مصنوعی با یک بدن فیزیکی میتواند نخستین گام به سوی ایجاد دستگاهی با ادراک انسانی باشد.
در فیلم Ex Machina، آوا (با بازی آلیسیا ویکاندر) یک ربات انساننما است که علاوهبر درک احساسات انسانی، از تعاملات اجتماعی پیچیده مانند دستکاری و اقدامات از پیش برنامهریزیشده نیز آگاه است. این فیلم به جایگاه آوا در جهان به عنوان یک عضو تازهساختهشده از بشریت میپردازد و تبعیض جنسیتی را در جامعه مورد بررسی قرار میدهد.
گرچه یک مدل هوش مصنوعی با چنین احساسات انسانیای هنوز ساخته نشده، اما ایده آن احتمالا زودتر از آنچه تصور میکنیم وارد دنیای واقعی خواهد شد. فیلمهای علمیتخیلی همواره به تماشاگران یادآوری میکنند که آینده چقدر میتواند تغییرپذیر باشد.