سوالات بیپاسخ زیادی درباره پشت پرده قدرت جهانی و کنترلکنندگان ساختارهای مالی وجود دارد. تصور اینکه یک هسته کوچک و مشخص، نفوذی بیهمتا در اقتصاد و سیاست دنیا داشته باشد، همواره برای عموم جذاب و قابل توجه بوده، اما آیا واقعا چنین چیزی قابل اثبات است؟
یک برداشت در میان رسانهها و مردم این است که احتمالا چند شرکت فراملیتی قدرتمند یا همان TNCها روی اقتصاد جهانی تسلط دارند. البته واضح است که یک شرکت، معمولا از تعدادی زیرمجموعه به اضافه چند سهامدار برخوردار بوده و بستگی به نوع برند و خدمات خود، میتواند نقش موثری در تحولات اقتصادی داشته باشد، اما اینطور به نظر میرسد که شرکتهای فراملیتی، تافتههایی جدابافته از سایر کمپانیها هستند و با ساختاری از نوع هسته-پیرامون، تصمیمات و سیاستهای خود را به زیرمجموعههایشان در دنیا انتقال میدهند.

سه غول پرنفوذ دنیا: BlackRock، StateStreet و Vanguard
BlackRock، StateStreet و Vanguard سه صندوق مالی بسیار عظیم دنیا هستند که به عنوان بازیگران اقتصاد جهانی شناخته میشوند. این سه به واسطه خرید سهام شرکتهای بزرگی چون اپل، مایکروسافت، آمازون و دیزنی، از حق رای در تصمیمگیری برای مسائل مختلف این شرکتها از جمله انتصابات، اتخاذ سیاستهای زیستمحیطی و جابجاییهای درونسازمانی برخوردار هستند و از اینرو، به عنوان مصادیقی برای قدرتهای پشت پرده شناخته میشوند. شاید بد نباشد بدانید که این سه صندوق، درثبت یک چهارم آرای شرکتهای بزرگ نقشی اساسی دارند.
سازوکار این صندوقها به این شکل است که با دریافت پول از سوی مردم، اقدام به خرید سهام، اوراق و داراییهای مالی در شرکتهای مختلف میکنند و از طریق مدیریت این پولها، کارمزد کسب مینمایند. به واسطه در اختیار داشتن حجم عظیمی از نقدینگی و همچنین خرید سهام برندهای بزرگ، این صندوقها میتوانند نفوذ بسیار پررنگی در روند تصمیمگیری کمپانیها داشته باشند. از اینرو، BlackRock، StateStreet و Vanguard که اغلب اوقات در یک جبهه هستند، بارها با پروندههای مربوط به شکایت به دلیل اعمال نفوذ نامتعارف خود و تلاش برای ابلاغ تصمیماتی غیرمعمول به کمپانیها روبرو شدهاند.
نکته جالب اینجاست که این سه صندوق، در حوزه سوختهای فسیلی از جمله زغال سنگ فعال هستند و در عین حال، خود را طرفدار سیاستهای حمایت از محیط زیست نشان میدهند.

BlackRock؛ خریدار و ادغامکننده
BlackRock در ۱۹۸۸ میلادی تاسیس شد و سیاست آن برای رسیدن به نقطه کنونی، خرید و مالکیت بر شرکتهای دیگر بوده است. BlackRock در سال ۲۰۰۹ طی یک معامله بسیار حساس، توانست موسسه مالی Barclays Global Investors را خریداری کند تا به بزرگترین بازیگر حوزه صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله در بورس تبدیل شود. این مجموعه با مالکیت بر مجموعه صندوقهای قابل سرمایهگذاری تحت عنوان iShares، در زمینههای مختلفی چون سهام داخلی و بینالمللی، درآمد ثابت و سایر موارد فعال است.
جالب است بدانید که قلب تپنده BlackRock، پلتفرم تحلیلگر Aladdin است که در عمل، نقشی از فراتر از یک نرمافزار ساده دارد و با رصد و بررسی لحظهای بازار و پیشبینی عواقب احتمالی وقایعی چون جنگ بر اقتصاد دنیا، ریسکهای مالی مختلف را برای مشتریان و سرمایهگذاران ارزیابی میکند.

Vanguard؛ یک بازیگر خلاق در عرصه پول
Vanguard که در سال ۱۹۷۵ پایهگذاری شد، در عمل سرمایهگذار خارجی ندارد و از طریق کاهش هزینهها نسبت به سرمایه صندوقهای خود، سود کسب میکند. با چنین سیاستی، دیگر نیازی به ایجاد بازده بیرونی برای درآمدزایی نیست و صندوقها همواره با هزینهای نزدیک به سرمایههایشان اداره میشوند. رویکرد این کمپانی، Mutual Company بوده که به نوعی، صندوقهای زیرمجموعه خود را تبدیل به سرمایهگذاران و مالکان واقعی شرکت میکند.
طبق افشاهای قبلی، به نظر میرسد Vanguard بیش از ۱۰ تا ۱۲ تریلیون دلار دارایی در اختیار دارد.

StateStreet؛ متفاوت از سایر دو رقیب خود
StateStreet در سال ۱۹۹۳ تاسیس شد و در همان زمان، SPY را به عنوان نخستین صندوق آمریکایی سرمایهگذاری قابل معامله در بورس (ETF) ایجاد نمود. SPY همچنان پرمعاملهترین ETF جهان است و حجم معاملات روزانه آن از ۲۸ میلیارد دلار فراتر رفته است. اما همچنان انتخاب ایدهآلی برای سرمایهگذاران خرید و نگهداری به شمار نمیرود و در عین حال، از لحاظ میزان حجم دارایی، پشت سر BlackRock و Vanguard قرار دارد.
البته SPY یک ویژگی مثبت بسیار مهم دارد و آن هم نقدشوندگی فوقالعادهاش است. چنین امکانی، این صندوق را برای معاملات بزرگ و موقعیتهای تاکتیکی کوتاهمدت، ایدهآل جلوه میدهد.
اعتراض به نفوذ غیرمنصفانه سه صندوق بزرگ دنیا در اتخاذ تصمیمات مختلف
ابهام بزرگ اما جایی شکل میگیرد که مالکیت این سه شرکت بر یک چهارم سهام شرکتهای بزرگ آمریکا، میتواند رقابت را کاهش دهد و کمپانیها را به سمت اتخاذ تصمیماتی متاثر از صلاحدید این سه برند سوق دهد. برای مثال، اتفاق نظر BlackRock، StateStreet و Vanguard روی قیمتگذاری یک آژانس هوایی بر یک نرخ خاص، امکان رقابت و قیمتگذاری رقابتی را از رقبای آن آژانس هوایی دریغ میکند.
یا در موردی دیگر که مربوط به سال ۲۰۲۵ میشود، اقدام هماهنگ بیش از ۱۲ شرکت بزرگ فعال در حوزه نفت و گاز برای کاهش تعهدات زیستمحیطی خود، باعث شد تا انگشت اتهامات به سوی این سه شرکت BlackRock، StateStreet و Vanguard گرفته شود. بسیاری باور داشتند که گسترش نفوذ ابرسرمایهداران در میان شرکتهای بزرگ نفتی، آنها را مجاب کرده تا برای تولید بیشتر سوختهای فسیلی و در پی آن، مانعتراشی برای محیط زیست اقدام کنند. Bill Spence (بیل اسپنس)، استاد فیزیک نظری در دانشگاه کوئین مری لندن در اینباره گفته بود:
بزرگترین شرکتهای تولید نفت و گاز جهان، در حال عقبنشینی از تعهدات اقلیمی خود هستند و برای افزایش تولید سوختهای فسیلی تلاش میکنند. آنها این کار را برای خدمت به بزرگترین سهامدارانشان انجام میدهند. شرکتهایی که اکثر مردم حتی نامشان را هم نشنیدهاند، اما در پشت صحنه قدرت عظیمی اعمال میکنند.

اما با فشارهای سیاسی مداوم و اعتراض سرمایهگذاران به دلیل احتمال وجود تفاوت میان اولویتهای آنان و مدیران این صندوقها، BlackRock، StateStreet و Vanguard تصمیم گرفتهاند تا آزادی عمل بیشتری برای رایدهی در تصمیمات مختلف در اختیار سرمایهگذاران خود قرار دهند. برای مثال، کنگره آمریکا تلاش دارد تا با پیشنهادی چون INDEX Act، حقوق رای نیابتی را از صندوقها به مالکان ذینفع آنها انتقال دهد، نه اینکه رایدهی به صورت مرکزی و مستقیم توسط خود صندوقها صورت بگیرد.
در این مسیر حتی خود این صندوقها هم تصمیم گرفتهاند تا برای افزایش اعتماد عمومی، سرمایهگذاران را در رایدهی شریک کنند، برای مثال شرکت BlackRock با واحد شرایط کردن ۳.۱ تریلیون دلار از ۶.۳ تریلیون دلار سرمایه موجود در صندوقهای خود، اجازه داده تا دموکراسی جلوه جدیتری پیدا کند و افراد بیشتری در تصمیمگیریهای کلان برای شرکتهایی که سهامشان را در اختیار دارند، نقش داشته باشند.
با این حال، همچنان تصورات عمومی حول نقش فوقالعاده عدهای خاص در تصمیمات اقتصادی دنیا ادامه دارد و بعید است روزی جامعه به این نتیجه برسد که دیگر مافیا و پشت پردهای وجود ندارد.