logo logo

موضوع وبلاگ، اخبار و مجله نسل بعدی برای شما برای شروع به اشتراک گذاری داستان های خود از امروز!

فیلم و سریال

۱۰ مورد از فیلم های استیون کینگ که بهتر از کتابشان هستند؛ وقتی سینما پیروز می‌شود‌

خانه » ۱۰ مورد از فیلم های استیون کینگ که بهتر از کتابشان هستند؛ وقتی سینما پیروز می‌شود

avatar
Author

نویسنده


  • 2026-02-20

حتماً بارها این جمله کلیشه‌ای را شنیده‌اید: «کتابش خیلی بهتر بود.»، «فیلم نتونست حق مطلب رو ادا کنه.»، «تخیل من موقع خوندن کتاب خیلی قوی‌تر از جلوه‌های ویژه فیلم بود.» بیایید صادق باشیم؛ در نود درصد مواقع حق با شماست. ادبیات قدرتی دارد که سینما به سختی به آن می‌رسد: قدرت نفوذ به درونی‌ترین افکار شخصیت‌ها. اما همیشه استثناهایی وجود دارد.

امروز در ویجیاتو می‌خواهیم خلاف جهت آب شنا کنیم. مأموریت ما در این مقاله بررسی پرونده سنگین و قطور اقتباس‌های سینمایی از آثار «استیون کینگ»، سلطان وحشت و تعلیق است. لیست فیلم های استیون کینگ که بهتر از کتابشان است شاید کوتاه باشد، اما کیفیت آن‌ها حیرت‌انگیز است.

فیلم‌هایی که نه تنها آبروی منبع اقتباس را نبرده‌اند، بلکه با جادوی تدوین، کارگردانی و بازیگری، قصه را صیقل داده و الماسی درخشان‌تر از متن اصلی خلق کرده‌اند. اشتباه برداشت نکنید؛ ما عاشق استیون کینگ و کتاب‌های پرفروش او هستیم؛ آثاری که اثری پاک‌نشدی فراتر از فرهنگ عامه بر جای گذاشته‌اند. چه داستان‌های کوتاه محبوب کینگ باشد و چه رمان‌های قطورش، این نویسنده ساکن مِین برای دهه‌ها بر ژانر وحشت سلطنت کرده است.

از زمان اکران فیلم Carrie در سال ۱۹۷۶، ده‌ها اثر کینگ به پروژه‌های تلویزیونی و سینمایی تبدیل شده‌اند که موفقیت‌های متفاوتی داشته‌اند. چیزی که می‌توان با قاطعیت گفت این است که اکثریت قریب به اتفاق این اقتباس‌ها، هرچقدر هم محبوب یا دیده‌نشده باشند، در مقایسه با متن اصلی کینگ رنگ می‌بازند. اما هر از گاهی، یک اقتباس سینمایی از آثار کینگ، کار قصه‌گویی را کمی بهتر انجام می‌دهد.

چه تولیداتی که خود کینگ مستقیماً در آن‌ها دخالت داشته و چه اقتباس‌هایی که صرفاً ارائه‌ای تمیزتر از داستان روی پرده داشته‌اند، فیلم‌های کینگی وجود دارند که از منبع اصلی پیشی می‌گیرند. برای روشن شدن موضوع، کتاب‌های استیون کینگ وجود دارند که باید اول آن‌ها را بخوانید و داستان را در فرم اصلی‌اش تجربه کنید. اما بعد از آن، آن‌ها را با این فیلم‌ها مقایسه کنید و ببینید چگونه اقتباس‌های سینمایی کیفیت کلی داستان را بهبود بخشیده‌اند.

این شما و این ۱۰ مورد از فیلم های بهتر از کتاب استیون کینگ که باید همین امشب در لیست تماشای خود قرار دهید.

Cujo

فیلم Cujo

این یک حمله واقعی سگ بود که الهام‌بخش رمان «کوجو» شد؛ کینگ این رمان سال ۱۹۸۱ را پس از مواجهه با یک سنت برنارد بزرگ و خصومت‌آمیز در یک تعمیرگاه موتورسیکلت نوشت. این رمان در سال ۱۹۸۳ به فیلم تبدیل شد و داستان یک سنت برنارد به همان اندازه عظیم را دنبال می‌کند که پس از ابتلا به عفونت هاری، به موجودی مرگبار و تهاجمی تبدیل می‌شود. کوجو پس از تکه پاره کردن چندین نفر تا حد مرگ، دونا ترنتون (با بازی دی والاس) و پسر خردسالش، تاد (با بازی دنی پینتائورو) را در فورد پینتوی خرابشان محاصره می‌کند. بدون تهویه مطبوع و در حالی که گرما برای تادِ دی‌هیدراته شده به طور فزاینده‌ای خطرناک می‌شود، دونا ناامیدانه به دنبال راهی برای دفع کوجو و نجات پسرش می‌گردد.

فیلم «کوجو» شدت و کلاستروفوبیای ناشی از گرمای رمان را حفظ می‌کند، اما جایی که واقعاً می‌درخشد و از کتاب پیشی می‌گیرد، در پایان‌بندی تغییر یافته‌اش است. خطر اسپویل برای هر دو نسخه داستان وجود دارد: در رمان، دونا موفق می‌شود کوجو را بکشد، اما در نجات تاد شکست می‌خورد و پسربچه در اثر گرمازدگی در گیرودار درگیری می‌میرد.

اما ستاره اصلی فیلم Cujo خواستار پایانی متفاوت برای این اقتباس استیون کینگ شد؛ در فیلم، دونایِ دی والاس پس از زخمی کردن شدید هیولای هار، موفق می‌شود پسرش را زنده نگه دارد. جالب است بدانید که کینگ پس از دیدن فیلم نهایی با این تغییر موافقت کرد و به والاس اعتراف کرد که بابت مرگ تاد در کتاب، بیش از هر چیز دیگری که در آن زمان نوشته بود، نامه‌های نفرت‌آمیز دریافت کرده است.

اطلاعات کلیدی فیلمکارگردان:لوئیس تیگسال انتشار:۱۹۸۳امتیاز IMDb:۶.۱/۱۰مناسب برای:کسانی که تحمل تعلیق بالا در فضای بسته را دارند

Christine

بهترین فیلم های استیون کینگ

فیلم Christine محصول ۱۹۸۳، جان کارپنتر، فیلمساز تأثیرگذار ژانر وحشت را دید که رمان کینگ با همین نام را اقتباس می‌کرد؛ داستانی که یک پلیموث فیوری مدل ۱۹۵۸ مرگبار با ذهنی مختص به خود را دنبال می‌کند. پس از اینکه آرنی کانینگهام (با بازی کیت گوردون)، دانش‌آموز دبیرستانیِ گوشه‌گیر و به اصطلاح نِرد، پلیموث را می‌خرد، ماشین شروع به تغییر شخصیت او به شکلی مشهود می‌کند و او را تاریک‌تر و خطرناک‌تر می‌سازد. در همین حال، ماشین شروع به کشتن کسانی می‌کند که احساس می‌کند رابطه‌اش با آرنی را تهدید می‌کنند، از جمله دوست جدیدش، لی کابوت (با بازی الکساندرا پل). لی که سعی دارد از فاسد شدن کامل آرنی توسط ماشین جلوگیری کند، با دوست آرنی، دنیس گیلدر (با بازی جان استاکول) همکاری می‌کند تا این اتومبیل بدذات را نابود کنند.

به اعتراف خود نویسنده، استیون کینگ برای تمام کردن کتابی که الهام‌بخش «کریستین» بود، تلاش و تقلا کرد و این موضوع در پایان‌بندی رمان کاملاً مشهود است. فیلم کارپنتر این نقیصه را بهبود می‌بخشد، ماهیت پیچیده و گیج‌کننده مرگ ادبی آرنی را تغییر می‌دهد و اوجی بسیار رضایت‌بخش‌تر و منسجم‌تر ارائه می‌دهد. جان کارپنتر شخصاً اهمیت چندانی به این اقتباس استیون کینگ خود نمی‌داد، اما فیلم سال ۱۹۸۳ یک اثر سرگرم‌کننده و سرراست است. اگرچه کینگ نیز به طور مشابه از فیلم ناراضی بود، اما «کریستین» مأموریت خود را می‌فهمد و کار وحشتِ ماشینی (Hotrod Horror) را با استایل خاصی انجام می‌دهد.

اطلاعات کلیدی فیلمکارگردان:جان کارپنترسال انتشار:۱۹۸۳امتیاز IMDb:۶.۷/۱۰نکته برجسته:جلوه‌های ویژه بازسازی ماشین هنوز هم شاهکار است

Stand By Me

Stand By Me

اولین اقتباس غیر ترسناک یا غیر تریلر از آثار کینگ، فیلم Stand By Me محصول ۱۹۸۶ بود که رمان کوتاه The Body نوشته کینگ در سال ۱۹۸۲ را اقتباس کرد. داستان که عمدتاً در سال ۱۹۵۹ می‌گذرد، گروهی از نوجوانان به رهبری گوردی لاچنس (با بازی ویل ویتون) و کریس چمبرز (با بازی ریور فینیکس) را نشان می‌دهد که برای پیدا کردن جسد شایعه شده یک پسر گمشده راهی سفر می‌شوند. در طول این ماجراجویی بداهه، پیوند بین پسرها تقویت می‌شود زیرا آن‌ها با قلدرهای محلی روبرو می‌شوند و با یکدیگر در مورد مسائل فردی که با آن روبرو هستند درد دل می‌کنند. کل داستان بخشی از خاطرات گوردی بزرگسال (ریچارد دریفوس) است که سال‌ها بعد به مرگ کریس فکر می‌کند.

اگرچه کینگ مدت‌هاست که از زندگی و تجربیات شخصی خود برای داستان‌هایش الهام می‌گیرد، اما The Body برای او یک داستان به‌ویژه اتوبیوگرافیک بود. با در نظر گرفتن این موضوع، استیون کینگ پس از دیدن Stand By Me برای اولین بار، بسیار منقلب شد و از آن به عنوان بهترین اقتباس از آثارش یاد کرد. با توجه به حس صمیمیت و صداقت کاملاً واقعی فیلم، درک اینکه چرا کینگ تا این حد تحت تأثیر احساسی قرار گرفت آسان است؛ فیلمی که از ویژگی‌های حسرت‌بار منبع اصلی فراتر می‌رود. فیلم Stand By Me بیش از آنکه صرفاً یک اقتباس درخشان استیون کینگ باشد که منبع اصلی را بهبود می‌بخشد، استاندارد طلایی فیلم‌های ژانر بلوغ (Coming-of-age) باقی مانده است.

اطلاعات کلیدی فیلمکارگردان:راب راینرسال انتشار:۱۹۸۶امتیاز IMDb:۸.۱/۱۰ژانر:درام ماجراجویی

The Shawshank Redemption

The Shawshank Redemption

یکی دیگر از رمان‌های کوتاه سال ۱۹۸۲ کینگ که با تحسین گسترده منتقدان اقتباس شد، فیلم The Shawshank Redemption بود که بر اساس داستان «ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک» ساخته شد. فیلم محصول ۱۹۹۴، اندی دوفرین (با بازی تیم رابینز) را دنبال می‌کند که پس از محکوم شدن به قتل همسر و معشوقه‌اش در دهه ۴۰، به حبس ابد محکوم می‌شود. در طول ۱۹ سال بعد، دوفرین با هم‌بندی خود رِد ردینگ (با بازی مورگان فریمن) دوست می‌شود و در عین حال برای ساموئل نورتون (با بازی باب گانتون)، رئیس فاسد و بی‌رحم زندان، پولشویی می‌کند. یک روز صبح، نورتون و افراد زندان با شوک متوجه می‌شوند که دوفرین طی یک فرار جسورانه، شبانه ناپدید شده است.

اگرچه فیلم The Shawshank Redemption در اکران اولیه سینمایی خود یک شکست در گیشه بود، اما به یکی از تحسین‌شده‌ترین اقتباس‌های کینگ در سطح جهانی تبدیل شده است. فرانک دارابونتِ فیلمساز، داستان ۱۲۸ صفحه‌ای را به یک حماسه زندان گسترده تبدیل می‌کند که دوران طولانی حبس دوفرین و مصائبی که او تحمل می‌کند را پوشش می‌دهد. دارابونت همچنین زمان می‌گذارد تا بازیگران گروهی داستان را بیشتر توسعه دهد و یک تراژدی تمام‌عیار خلق کند که بسیاری از هموطنان دوفرین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان یکی از دو اقتباس سینمایی مورد علاقه کینگ از کتاب‌هایش، The Shawshank Redemption داستان را به ابعاد حماسی گسترش می‌دهد. این یکی از بارزترین نمونه‌های فیلم‌های بهتر از کتاب استیون کینگ است که همه بر سر آن توافق دارند.

The Green Mile

The Green Mile

پنج سال پس از ساخت «رستگاری در شاوشنک»، فرانک دارابونت یکی دیگر از داستان‌های زندانِ تاریخی کینگ، یعنی «مسیر سبز» را اقتباس کرد. داستان این فیلم محصول ۱۹۹۹ در سال ۱۹۳۵ می‌گذرد و پل اجکامب (با بازی تام هنکس)، افسر اصلاح و تربیت را نشان می‌دهد که بر بند اعدامی‌های یک زندان در لوئیزیانا نظارت دارد. در میان زندانیانی که اجکامب در این دوره دارد، جان کافی (با بازی مایکل کلارک دانکن)، مرد سیاهپوست درشتی است که به جرم قتل دو دختر سفیدپوست محکوم شده است. همانطور که کافی قدرت‌های شفابخش و همدلانه معجزه‌آسا و فراطبیعی خود را برای نگهبانان آشکار می‌کند، اجکامب شروع به شک کردن در گناهکار بودن او در حکم قتل می‌کند.

فیلم The Green Mile که اغلب زیر سایه «رستگاری در شاوشنک» قرار می‌گیرد، جواهر قدرنادیده فرانک دارابونت است، حتی پس از موفقیت انتقادی و تجاری که به درستی به دست آورد. مانند سایر اقتباس‌های کینگِ او، دارابونت واقعاً روی روابط شخصیت‌ها تمرکز می‌کند، نه فقط بین اجکامب و کافی، بلکه سایر نگهبانان و زندانیان اطراف آن‌ها. این باعث می‌شود که لحظات دلخراش و برجسته فیلم بسیار سخت‌تر ضربه بزنند و واقعاً خطرات عاطفی هولناک را حتی زمانی که به وضوح قابل پیش‌بینی هستند، به پیش ببرند. به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های «حال‌بد‌کن» (Feel-bad movies) که باید تماشا کنید، The Green Mile در این داستان زندانِ فراموش‌نشدنی، به شدت به سمت تراژدی بر فراز پیروزی متمایل می‌شود.

The Mist

فیلم مه

دو فیلمساز هستند که هنگام اقتباس از متون کینگ، آن‌ها را به صورت شهودی درک می‌کنند و یکی از آن‌ها فرانک دارابونت است. آخرین اقتباس دارابونت از کینگ تا به امروز، فیلم The Mist محصول ۲۰۰۷ است که رمان کوتاه سال ۱۹۸۰ کینگ با همین نام را اقتباس می‌کند و شهر کوچکی در مین را به تصویر می‌کشد که در مه مرموزی غرق شده است. درون این مه، موجودات هیولایی وجود دارند که هر کسی را که با آن‌ها تماس پیدا کند وحشیانه می‌کشند و گروهی از مردم محلی را وادار می‌کنند در سوپرمارکت شهر پناه بگیرند. در حالی که گروه به سمت هیستری و تنش سرازیر می‌شود، دیوید درایتون (با بازی توماس جین) تلاش می‌کند راهی برای فرار به مکانی امن با پسر خردسالش، بیلی (با بازی ناتان گمبل) پیدا کند.

در میان پروژه‌های متعدد او، «مه» دلخراش‌ترین اقتباس استیون کینگِ فرانک دارابونت است، که این امر بیشتر ناشی از اقدامات شخصیت‌هایش است تا هیولاهایش. مارسیا گی هاردن منفورترین بازی دوران حرفه‌ای خود را به عنوان یک متعصب مذهبی ارائه می‌دهد که جمعیت را متقاعد می‌کند مه یک مجازات الهی است و نیاز به قربانی انسانی دارد. همه این‌ها در پایانی به اوج می‌رسد که حتی استیون کینگ هم کمی به آن حسادت می‌کرد که چقدر جسورانه از داستان اصلی او منحرف شده است. اگر فرانک دارابونت متأسفانه دیگر هیچ‌یک از آثار استیون کینگ را اقتباس نکند، حداقل The Mist نوار پیروزی او را با یک نتِ بالا و بی‌رحمانه به پایان می‌رساند.

اطلاعات کلیدی فیلمکارگردان:فرانک دارابونتسال انتشار:۲۰۰۷امتیاز IMDb:۷.۱/۱۰هشدار:پایان فیلم به شدت تکان‌دهنده است

It

فیلم It

ببینید، کتاب It یک کلاسیک تمام‌عیار است، اما همچنین یکی از طولانی‌ترین رمان‌های کینگ است که بیش از ۱۱۰۰ صفحه دارد و کتاب صوتی بدون حذفیات رسمی آن نزدیک به ۴۵ ساعت طول می‌کشد. داستان در دو دوره در دری، مین رخ می‌دهد و با گروهی از کودکان شروع می‌شود که برای مقابله با «پنی‌وایز» (با بازی بیل اسکارشگورد)، هیولایی تغییر شکل‌دهنده که عمدتاً بچه‌ها را شکار می‌کند، متحد می‌شوند. پس از شکست دادن این موجود وحشتناک، گروه ۲۷ سال بعد به عنوان بزرگسال وقتی می‌فهمند «آن» زنده مانده تا قربانیان تازه بگیرد، دوباره دور هم جمع می‌شوند. در تلاشی برای عصبی کردن و تفرقه‌اندازی بین آن‌ها، «آن» روی بزرگترین ترس‌های دوستان بازی می‌کند در حالی که انسان‌های ناآگاه را برای حمله به مخالفان به خدمت می‌گیرد.

آنچه اقتباس ۲۰۱۷ It و البته به میزان کمتری، دنباله ۲۰۱۹ آن انجام می‌دهند، ارائه برداشتی ساده‌سازی شده و خطی از داستان است. عناصر دنیاسازی بیشترِ متن کینگ حذف شده یا صرفاً به آن‌ها اشاره شده است و تمرکز را روی دوستی بین شخصیت‌های اصلی نگه می‌دارد. همچنین، خوشبختانه صحنه بحث‌برانگیز کودکان از کتاب حذف شده است که امیدواریم هرگز اقتباس نشود. و برای کسانی که دلتنگ پیش‌زمینه داستانی گسترده‌ای هستند که کینگ برای «آن» نوشته بود، سریال اسپین‌آف It: Welcome to Derry ترس‌های شگفت‌انگیز و خونینی را در حین کاوش در تاریخچه شهر به ارمغان می‌آورد.

Doctor Sleep

Doctor Sleep

دیگر فیلمساز بزرگی که به طور مداوم حق مطلب را در اقتباس‌های سینمایی متعدد از آثار استیون کینگ ادا کرده، مایک فلاناگان است. دومین اقتباس کینگِ فلاناگان، فیلم Doctor Sleep محصول ۲۰۱۹ بود، دنباله‌ای بر The Shining، رمانی که کینگ آن را به عنوان چالشی برای خود نوشت. داستان، دنی تورنس بزرگسال (با بازی ایوان مک‌گرگور) را دنبال می‌کند که توسط ارواح هتل اورلوک و توانایی‌های روانی آشفته‌اش تسخیر شده است. پس از اینکه دنی از وجود فرقه‌ای شیطانی آگاه می‌شود که کودکان دارای قدرت روانی را شکار می‌کنند و هدفشان دوست دنی، آبرا استون (با بازی کایلی کوران) است، او و آبرا برای شکست دادن این خون‌آشام‌های انرژی ایستادگی می‌کنند.

فلاناگان برخی از نقاط داستانی گیج‌کننده‌تر رمان، از جمله اینکه آبرا خواهر ناتنی دنی است را کنار می‌گذارد، در حالی که ترس و خشونت را تشدید می‌کند. این امر در یک رویارویی نهایی در هتل متروکه اورلوک به اوج می‌رسد و دیدگاه‌های متضاد استنلی کوبریک و کینگ را بر سر اقتباس کوبریک از The Shining آشتی می‌دهد. با انجام این کار، فلاناگان پرده نهایی داستان را بهبود می‌بخشد، وداعی قهرمانانه به دنی می‌دهد در حالی که عناصر ترسناک‌ترِ کلاسیک ۱۹۸۰ کوبریک را به شکلی اتمسفریک احضار می‌کند. فلاناگان به نحوی با Doctor Sleep غیرممکن را ممکن کرد؛ ساخت دنباله‌ای شایسته برای اقتباسی قبلی که کینگ علناً از آن متنفر بود، در حالی که وفادارانه دنباله خودِ کینگ را بازسازی کرد.

The Life of Chuck

فیلم The Life of Chuck

سومین اقتباس استیون کینگِ مایک فلاناگان، فیلم The Life of Chuck محصول ۲۰۲۴، از نظر لحن کاملاً متضاد با کارهای قبلی اوست و متن نویسنده را به پرده نقره‌ای می‌آورد. مانند رمان کوتاه ۲۰۲۰، داستان به ترتیب زمانی معکوس باز می‌شود و با لحظات پایانی حسابدار بی‌ادعا، چاک کرانتز (با بازی تام هیدلستون) شروع می‌شود که مرگش باعث پایان جهان همراه با او می‌شود. این منجر به تکه‌هایی از گذشته در زندگی چاک می‌شود، از کشف عشقش به رقص در کودکی تا لحظه‌ای باشکوه و خودجوش ماه‌ها قبل از مرگش. در طول مسیر، چاک معنای زندگی و جایگاه خود در جهان را در حالی که لحظات شادی‌بخش آن را در آغوش می‌گیرد، می‌آموزد.

The Life of Chuck احساسی‌ترین فیلم فلاناگان تا به امروز است که ویژگی‌های شگفت‌انگیز شیرینِ داستانی را که با پایان جهان تمام می‌شود، به تصویر می‌کشد. این فیلم مسلماً وفادارانه‌ترین اقتباس فلاناگان از آثار کینگ است که بر چندین شخصیت مکمل تأکید می‌کند و جادوی خیال‌انگیز فیلم را افزایش می‌دهد. این امر با گردآوری بهترین گروه بازیگری توسط فلاناگان رهبری می‌شود، با حضور هیدلستون در مرکز توجه به عنوان شخصیت اصلی خوش‌بین داستان. اپوس همدلانه مایک فلاناگان، The Life of Chuck، منبع اصلی کینگ را در بازگویی سینمایی‌اش تنها ارتقا می‌دهد و یکی از خاص‌ترین فیلم های بهتر از کتاب استیون کینگ را خلق می‌کند.

The Long Walk

The Long Walk

سال ۲۰۲۵ سال خوبی برای طرفداران استیون کینگ بوده است، با اقتباس‌های لذت‌بخش متعددی از آثار او در سینما و تلویزیون. این شامل تریلر دیستوپیایی The Long Walk می‌شود که بر اساس رمان سال ۱۹۷۹ است که کینگ با نام مستعار ریچارد باخمن نوشت. داستان که در یک ایالات متحده تمامیت‌خواه می‌گذرد، حول یک مسابقه سالانه می‌چرخد که در آن یک پسر نوجوان از هر ایالت باید دائماً تحت اسکورت مسلحانه راه برود. پسرانی که سرعتشان از حد معینی کمتر شود یا توقف کنند، پس از دریافت سه اخطار اعدام می‌شوند و آخرین شرکت‌کننده‌ای که سر پا بماند برنده تاج‌گذاری می‌شود.

فیلم The Long Walk تا حد زیادی به متن کینگ وفادار می‌ماند اما مانند بهترین اقتباس‌های کینگِ دارابونت، با تمرکز شدید بر توسعه شخصیت، آن را بهبود می‌بخشد. این باعث می‌شود مرگ هر شخصیت، هنگامی که پیاده‌رویِ کراس-کانتری به اوج خود می‌رسد، در حین وقوع بسیار دلخراش‌تر باشد. ستون اصلی کل اقتباس، اجراهای نقش اول کوپر هافمن و دیوید جانسون است که به ترتیب نقش شرکت‌کنندگان ری گارتی و پیت مک‌وریس را بازی می‌کنند که دوستی تراژیکی را در طول مسابقه شکل می‌دهند. یک اقتباس استیون کینگِ ویرانگرِ احساسی و در سطح عالیِ تمام دوران‌ها؛ The Long Walk در حالی که ماهیت طاقت‌فرسای فرضیه‌اش را برجسته می‌کند، حق مطلب را در مورد منبع اصلی ادا می‌کند.

جمع‌بندی

این لیست ثابت می‌کند که گاهی اوقات، فقط گاهی اوقات، جادوی سینما می‌تواند حتی بر قلم طلایی استیون کینگ غلبه کند. چه تغییر پایان‌بندی باشد، چه حذف بخش‌های اضافه و چه افزودن یک لایه احساسی جدید توسط کارگردان، این فیلم‌ها ارزش تماشای مستقل را دارند.

شما کدام یک از این فیلم‌ها را دیده‌اید؟ آیا موافقید که فیلم‌های بهتر از کتاب استیون کینگ در این لیست به درستی انتخاب شده‌اند یا هنوز معتقدید هیچ چیز جای ورق زدن کتاب را نمی‌گیرد؟

سوالات متداول

این یک موضوع بحث‌برانگیز است. فیلم کوبریک یک شاهکار سینمایی است، اما استیون کینگ از آن متنفر بود چون شخصیت جک تورنس را تغییر داد. بسیاری معتقدند کتاب از نظر شخصیت‌پردازی عمیق‌تر است، اما فیلم از نظر بصری و ترس برتر است.

فیلم The Mist و Cujo به دلیل تغییرات اساسی در پایان‌بندی، تفاوت‌های چشمگیری دارند که اتفاقاً باعث بهبود داستان در مدیوم سینما شده‌اند.

فرانک دارابونت با ساخت «رستگاری در شاوشنک»، «مسیر سبز» و «مه»، به عنوان موفق‌ترین کارگردان در اقتباس از آثار کینگ شناخته می‌شود که روح داستان‌های او را بهتر از هر کسی درک می‌کند.

منبع


0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

اشتراک گذاری

لینک های مفید