سریال Two Broke Girls یا دو دختر ورشکسته یکی از محبوبترین و شناختهشدهترین سیتکامهای دهه ۲۰۱۰ است که با طنزی جسورانه، دیالوگهای تند و شخصیتپردازیهای کاملا متضاد، توانست جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کند. این سریال آمریکایی که محصول کمپانی برادران وارنر است، از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ از شبکه CBS پخش شد و در قالب ۶ فصل و ۱۳۸ قسمت، داستانی سرگرمکننده و متفاوت از زندگی دو دختر بیپول در نیویورک را روایت میکند.

Two Broke Girls با نگاهی اغراقآمیز اما واقعگرایانه به مشکلات مالی، زندگی مجردی و تلاش برای رسیدن به موفقیت، موفق شد ترکیبی از کمدی بیپروا و دغدغههای اجتماعی را به تصویر بکشد. در ادامه این مقاله، با ویجیاتو همراه باشید تا نگاهی جامعتر به این سیتکام پرطرفدار شبکه CBS داشته باشیم.
داستان سریال Two Broke Girls
داستان سریال Two Broke Girls حول محور دو شخصیت کاملا متفاوت میچرخد: مکس بلک با بازی کت دنینگز و کارولاین چانینگ. مکس دختری سرسخت، طعنهزن و واقعگراست که از کودکی با فقر بزرگ شده و برای گذران زندگی در یک رستوران ساده کار میکند.
در مقابل، کارولاین دختری ثروتمند و اشرافزاده است که پس از ورشکستگی ناگهانی پدرش، تمام دارایی و سبک زندگی لوکس خود را از دست میدهد و ناچار میشود با دنیایی کاملا جدید روبهرو شود. این دو دختر با وجود تفاوتهای شدید شخصیتی، طبقاتی و حتی طرز فکر، خیلی زود همکار و همخانه میشوند و تصمیم میگیرند برای تغییر آیندهشان، یک کسبوکار کوچک راهاندازی کنند. رؤیای مشترک آنها افتتاح یک فروشگاه کاپکیک است؛ رؤیایی که در طول سریال بارها با شکست، ناامیدی و موقعیتهای خندهدار همراه میشود.

بخش زیادی از داستان در رستورانی میگذرد که مکس و کارولاین در آن کار میکنند؛ جایی که شخصیتهای فرعی دوستداشتنی و اغراقآمیزی مانند هان لی رئیس کرهای رستوران، اولگ آشپز گستاخ اوکراینی و ارل حسابدار ۷۵ ساله و شوخطبع، به جذابیت سریال اضافه میکنند. در اواخر فصل اول هم سوفی، همسایه لهستانی و پر سر و صدای این دو دختر، وارد داستان میشود و نقش پررنگتری در ماجراها پیدا میکند.
مکس علاوه بر کار در رستوران، شغل دومی هم دارد و از فرزندان خانواده پیچ لندیس نگهداری میکند، اما با پایان فصل اول تصمیم میگیرد تمرکز بیشتری روی رؤیای کاپکیکفروشی بگذارد. در مجموع، Two Broke Girls داستان تلاشهای مداوم، شکستها و گاه موفقیتهای مکس و کارولاین در مسیر ساختن آیندهای بهتر است؛ مسیری پر از سختی که تنها با امید، پشتکار و دوستی میتوان از آن عبور کرد.

شخصیتها در Two Broke Girls؛ تضادهایی که طنز میسازند
یکی از مهمترین عوامل موفقیت سریال Two Broke Girls، تضاد شدید شخصیتها و تعامل مداوم و بامزه آنها با یکدیگر است؛ تضادی که هسته اصلی طنز سریال را شکل میدهد.
Max Black (کت دنینگز): مکس دختری بدبین، شوخطبع و سرشار از کنایه است که شوخیهایش اغلب تند، بیپروا و گاهی سیاه هستند. او از طبقه فرودست جامعه میآید و گذشتهای سخت باعث شده واقعگرا، مقاوم و مستقل باشد. مکس همزمان در چند شغل کار میکند و با وجود بدبینی ذاتیاش، به ایده کارولاین برای راهاندازی کسبوکار کاپکیک علاقهمند میشود. بازی کت دنینگز در این نقش، یکی از نقاط قوت اصلی سریال به شمار میرود.
Caroline Channing (بث بهر): کارولاین دختری خوشبرخورد، جاهطلب و منظم است که تلاش میکند حتی پس از سقوط ناگهانی از زندگی اشرافی، روحیه مثبت خود را حفظ کند. او پس از زندانی شدن پدر ثروتمندش به دلیل اختلاس، تمام داراییاش را از دست میدهد و مجبور میشود بهعنوان پیشخدمت در رستوران کار کند. با این حال، کارولاین همچنان به تواناییهایش اعتماد دارد و مصرانه به دنبال ساخت یک تجارت موفق در زمینه تولید کاپکیک است.

Han Lee (متیو موی): هان لی، صاحب کرهای رستورانی است که مکس و کارولاین در آن کار میکنند. او شخصیتی حساس، قانونمند دارد و بخش زیادی از شوخیهای سریال حول ظاهر، رفتار و ناآشناییاش با فرهنگ آمریکایی میچرخد.
Earl (گرت موریس): ارل، صندوقدار سالخورده رستوران، شخصیتی آرام با گذشتهای پررمز و راز است که با دیالوگهای کوتاه و طعنهآمیزش طنز خاصی به سریال اضافه میکند. رابطه او با مکس حالتی پدرانه دارد و از احساسیترین جنبههای داستان محسوب میشود.
Oleg و Sophie: اولگ، سرآشپز گستاخ و بیپروا رستوران با شوخیهای اغراقآمیز و گاهی زنندهاش، یکی از جنجالیترین شخصیتهای سریال است. در کنار او، سوفی، همسایه لهستانی پر سر و صدا و اغراقآمیز مکس و کارولاین، با شخصیت نمایشی و حضور پررنگش، فضای کمدی سریال را غلیظتر میکند. شخصیت فرعی دیگر Chestnut، اسب محبوب کارولاین، یکی از نمادهای گذشته اشرافی اوست که حتی پس از ورشکستگی هم همراهش باقی میماند.
سبک طنز و محتوای سریال Two Broke Girls
سریال Two Broke Girls با تکیه بر طنزی جسورانه و بیپرده، توانست خیلی زود هویت مستقل خود را در میان سیتکامهای دهه ۲۰۱۰ پیدا کند. طنز این مجموعه عمدتا بر پایه دیالوگهای سریع، شوخیهای کلامی، طعنههای اجتماعی و شوخیهای بزرگسالانه شکل گرفته است. سریال بدون تعارف درباره فقر، پول، روابط انسانی، جنسیت و ناکامیهای روزمره زندگی حرف میزند و همین صراحت، آن را از بسیاری از کمدیهای محافظهکار متمایز میکند.

Two Broke Girls در سال ۲۰۱۱ موفق به دریافت جایزه امی شد؛ موفقیتی که نشاندهنده تأثیرگذاری آن در همان سالهای ابتدایی پخش است. البته این سبک طنز تند و بیپروا باعث شده سریال در کنار طرفداران پرشمار، منتقدان جدی هم داشته باشد؛ چرا که شوخیهای مستقیم و گاه اغراقآمیز آن لزوما با سلیقه همه مخاطبان همخوانی ندارد. با این حال، در لایههای زیرین این طنز ظاهرا ساده، موضوعاتی مهم مانند اختلاف طبقاتی، استقلال زنان، دوستی، تلاش برای پیشرفت و امید به آینده بهخوبی دیده میشود.
رابطه میان مکس و کارولاین نمونهای از دوستیای است که نه بر پایه شباهت، بلکه بر اساس تفاوتهای عمیق شکل میگیرد و بهمرور به یکی از نقاط قوت اصلی سریال تبدیل میشود. Two Broke Girls نشان میدهد که حتی در بدترین شرایط مالی هم میتوان رویا داشت و برای آن جنگید؛ هرچند مسیر رسیدن به این رویاها اغلب با شکستهایی همراه است که به شکلی خندهدار به تصویر کشیده میشوند.
کلام آخر | چرا Two Broke Girls ارزش دیدن دارد؟
اگر به دنبال یک سریال سبک، پرشوخی، جسور و متفاوت هستید که بدون پیچیدگیهای ذهنی صرفا سرگرمتان کند، Two Broke Girls انتخاب مناسبی است. شیمی قوی میان دو شخصیت اصلی، دیالوگهای بهیادماندنی و فضای اغراقآمیز اما آشنا، باعث میشود تماشای سریال خستهکننده نشود. این مجموعه برای مخاطبانی که از کمدیهای صریح و بیپرده لذت میبرند، تجربهای سرگرم کننده خواهد بود؛ سریالی که شاید عمیقترین سیتکام تاریخ نباشد، اما در انجام مهمترین وظیفهاش یعنی سرگرم کردن مخاطب، کاملا موفق عمل میکند.