«اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا در سومین شب جشنواره چهلوچهارم موفق شد تحسین اهالی رسانه را برانگیزد. «اسکورت»، یک درام جادهای استاندارد است که به دور از شعارزدگی، از دغدغههای اجتماعی مهمی حرف میزند و موقعیتهای عاشقانه جذابی را پیش روی مخاطبانش میگذارد. حاتمیکیا که در فیلم اولش «شب طلایی» موفقیت چندانی به دست نیاورده بود حالا با «اسکورت»، ذهنیت مخاطبانش را تغییر داد و نامش را در فهرست کارگردانهای جوان موفق سینما به ثبت رساند.
به گزارش فیلمنیوز، «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا، یکی از بهترین فیلمهای جشنواره چهلوچهارم تا اینجا نام گرفته است. فیلمی که بازی قدرتمند امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، افشین هاشمی و مهدی زمینپرداز، مخاطبانش را شگفتزده کرد. نگاهی داریم به ابعاد مختلف این فیلم.
کارگردانی | همه آنهایی که فیلم سینمایی «شب طلایی» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا را دیده بودند، انتظار داشتند در بهترین حالت با یک اثر متوسط روبهرو شوند و طبیعتا به دنبال تماشای یک اثر درخشان نبودند. برخلاف انتظار اما «اسکورت» اثری چند پله بالاتر از «شب طلایی» بود و جایگاه حاتمیکیا را در ذهن مخاطبانش ارتقا داد. با تماشای فیلم «اسکورت» میتوان از ظهور یک حاتمیکیای جوان در سینمای ایران صحبت به میان آورد؛ کارگردانی که بعد از یک فیلم متوسط رو به پایین، حالا دیگر نشان داده مسیر صحیح خودش را در سینما پیدا کرده است. «اسکورت» یک درام جادهای قدرتمند است که از تمام ظرفیتهای این ژانر استفاده کرده و ضمن خلق صحنههای اکشن جذاب، بهخوبی و دور از شعار دادن، از دغدغههای اجتماعی مردم مرزنشین میگوید و در عین حال عاشقانهای لطیف به نمایش میگذارد. حاتمیکیا در ایجاد تنش و التهاب موفق ظاهر شده، در انتخاب بازیگران و بازی گرفتن از آنها قدرتمند عمل کرده و اثری پیش روی مخاطبانش گذاشته که هم نفس آنها را بند میآورد و هم اندوهی عمیق بر دلشان برجا میگذارد.
در فیلم «اسکورت» پیشرفت در کار یوسف حاتمیکیا نسبت به کار اولش را میتوان به وضوح دید.
فیلمنامه | یکی از جذابترن نکات درباره فیلم «اسکورت» دست گذاشتن روی سوژه زندگی شوتیهاست؛ مردمی که هریک به دلایل مختلف از تعطیلی یا تعدیل نیروی کارخانهها، کم آبی و خشک شدن زمینهای زراعی و … چارهای جز تبدیل شدن به یک شوتی ندارند. آنها با وجود داشتن خانوادههایی چشمانتظار، دل به جاده میزنند و هربار تهدید را به جان میخرند و میدانند شاید دیگر هیچوقت برگشتی در کار نباشد. آنچه در فیلمنامه «اسکورت» بهخوبی رعایت شده، توجه به زیست شوتیهاست؛ حاتمیکیا به جای اینکه از خطرات جانی که در کمین شوتیهاست بگوید، این خطرات را با خلق ماجراهایی جذاب در دل داستانش گنجانده و اجازه میدهد مخاطبان خودشان درباره سختی زندگی آنها قضاوت کنند. فیلمنامه، شروع، میانه و پایانی کاملا حسابشده دارد، ذرهای از ریتم نمیافتد و تمام قواعد یک درام جادهای را رعایت میکند.
شخصیتها در «اسکورت» همگی خوب هستند و وجوه رفتارشان برای مخاطب قابل باور است.
شخصیتپردازی | با سه شخصیت اصلی در طول فیلم مواجهیم. پسر زرنگ تهرانی به نام اصلان که به خاطر خدمت سربازی مدتهاست در شهری دیگر زندگی میکند. او زیر بار هیچ زوری نمیرود و نمیتواند بپذیرد اطرافیانش آسیب ببینند و به کسی ظلمی شود. بدون محافظهکاری به دل بحران میزند و خطر میکند و ابایی از مرگ ندارد. اصلان همیشه در زندگیاش به فکر دیگران بوده و برای آنها دست به هرکاری زده است و حالا میخواهد فقط به خاطر خودش به دل خطر بزند. اصلان در این مسیر با یک شوتی روبهرو میشود؛ زنی به نام حلما که به خاطر دخترش و همچنین برای معاش زنان روستایش، سر زندگیاش ریسک میکند. او از دل یک دنیای مردانه و خشن بیرون میآید اما وقتی در جایگاه معشوق قرار میگیرد، به یاد ظرافتهای زنانهاش میافتد و برای مدت کوتاهی هم که شده به آرامش میرسد. در کنار شوتی و اسکورت، مامور پلیسی است که هم جان اصلان برایش مهم است و هم موقعیت شغلیاش در خطر است. او سایه به سایه اصلان پیش میرود و پازل این درام را تکمیل میکند.
امیر جدیدی در نقش «اصلان» بازی بینقص و درخشانی دارد.
بازیها | امیر جدیدی بهترین انتخاب برای نقش اصلان است؛ بازیگری که کاملا در قالب یک پسر نترس و جسور ظاهر شده. جدیدی با لحن حرف زدن و نگاه کردن و بهطور کلی رفتارهای مهیجش، موبهمو منطبق با ویژگیهای چنین کاراکتری پیش میرود. هدی زینالعابدین که در اکثر نقشهایش در قالب زنی آرام و پراحساس ظاهر میشود، در این نقش، جسارت و سرسختی یک شوتی را به تصویر کشیده و حتی به عنوان یک معشوق هم جنس بازیاش متفاوت با قبل است. یکی از درخشانترین بازیها را از افشین هاشمی میبینیم. هاشمی با لهجهای شیرین، اوج استیصال یک مامور پلیس را به تصویر میکشد. او در نمایش احساسات چندگانه بسیار دقیق عمل کرده و در نقطه پایانی فیلم هم تاثیری بسیار برجا میگذارد. جدای از این سه بازیگر اصلی، مهدی زمینپرداز، نقشی کوتاه را به بهترین شکل اجرا کرده و این تلاش را در سایر بازیگران بومی هم میبینیم.
افتتاحیه | فیلم شروعی غافلگیرکننده دارد. در چند دقیقه نفسگیر، هم دو شخصیت اصلی را معرفی میکند و هم بحرانی را به نمایش میگذارد که باعث شده زندگی اصلان و حلما تحت تاثیر قرار بگیرد؛ بحرانی که هریک از آنها را تا مرز جنون پیش برده و اهالی روستا را به نحوی داغدار کرده است. حاتمیکیا از همین نقطه شروع نوید یک اثر قدرتمند را به مخاطبانش میدهد.
«اسکورت» در تمام دقایقش خوب پیش میرود و در مسیر افتتاحیه و اختتامیهاش افتی ندارد.
پایانبندی| درام به قدری در طول مسیر، درست و جذاب پیش میرود که مخاطبان نگران ده دقیقه پایانی آن میشوند. طبیعا کوچکترین اشتباهی میتواند این موقعیت جذاب خلق شده را از کمال خارج کند اما حاتمیکیا در نقطه پایان فیلم هم قدرتمند ظاهر میشود. او یک صحنه دراماتیک باشکوه خلق میکند. از یک سو بهترین نقطه پایان را برای زندگی این قهرمان فیلم جادهای میگذارد و از سوی دیگر اجازه میدهد درد و رنج زندگی شوتیها به طور کامل بر مخاطبان آشکار شود. پایان «اسکورت» هم پایانی باشکوه برای یک درام جادهای عاشقانه است و هم معنای دقیق فیلم را منتقل میکند و تا همیشه در ذهن مخاطبانش میماند.
«اسکورت» به نویسندگی و کارگردانی یوسف حاتمیکیا، به تهیهکنندگی محمدرضا منصوری ساخته شده و محصول بنیاد سینمایی فارابی است.