خیلی وقتها کارگردانهایی که به واسطه ساخت آثار جدی به شهرت زیادی رسیدهاند، در نقطهای از کارنامهشان توقف میکنند و ترجیح میدهند به جای ادامه دادن به مسیر قبلی، یکبار هم که شده، ساخت کمدی را امتحان کنند. بعضی از آنها موفق میشوند و کمدی آبرومندی به کارنامهشان اضافه میکنند و برخی دیگر، آن را به عنوان یک تجربه ناموفق میپذیرند و بار دیگر سراغ ساخت آثار جدی میروند. حالا نوبت رسول صدرعاملی است که با «قایقسواری در تهران»، یک اثر کمدی را تجربه کند.
به گزارش فیلمنیوز، رسول صدرعاملی امسال با فیلم «قایقسواری در تهران» در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده است. به این بهانه مروری داریم بر اولین تجربه ساخت فیلم کمدی توسط کارگردانهایی که به واسطه فیلمهای جدی به شهرت رسیدهاند.
رسول صدرعاملی | قایقسواری در تهران | 1404
«قایق سواری در تهران» یک کمدی رومانتیک سرحال و قبراق است.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : رسول صدرعاملی به عنوان کارگردانی شناخته میشود که ید طولایی در ساخت درامهای اجتماعی دارد. از «پاییزان» و «گلهای داوودی» در دهه شصت گرفته تا سهگانه «دختری با کفشهای کتانی» و «من ترانه پانزده سال دارم» و «دیشب باباتو دیدم آیدا» در دهه هشتاد و «زیبا صدایم کن» در سال 1403. صدرعاملی در کنار این درامهای اجتماعی، سه فیلم مرتبط با زیارت هم دارد اما پیش از این هیچگاه سراغ ساخت یک فیلم کمدی نرفته است.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه : صدرعاملی امسال در همکاری با پیمان قاسمخانی، برای اولینبار قدم به عرصه ساخت یک درام کمدی اجتماعی گذاشته است. یک اثر ساده که نه درباره دغدغهای خاص طرح مسئله میکند، نه از معضلات اجتماعی میگوید و نه تاثیر آنچنانی بر مخاطبان میگذارد. اتفاقا جذابیتش به این است که سرگرم میکند و میخنداند و ذرهای هم شده ذهن مخاطبان را آرام میکند. فیلمنامه به قلم پیمان قاسمخانی نوشته شده و بخش مهمی از جذابیت فیلم هم روی دوش بازی همین بازیگر است. یک مرد میانسال که تازه به ایران برگشته به همراه دختری هشت ساله کل خیابانهای تهران را میگردد. ابتدا شاکی و بیحوصله است اما رفته رفته پس از قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف، به درک جدیدی از زندگی میرسد.
دلم میخواد | بهمن فرمانآرا | 1393
بهمن فرمانآرا با فیلم «دلم میخواد» ژانر کمدی را تجربه میکند.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : بهمن فرمانآرا از دهه پنجاه یکی از مهمترین فیلمسازان ایرانی به حساب میآید. او با فیلمهای مهمی مثل «شازده احتجاب»، «بوی کافور عطر یاس»، «خانهای روی آب»، «یک بوس کوچولو» و … محبوبیت زیادی به دست آورد. او در همه فیلمهایش نوع خاصی از فانتزی را وارد میکرد اما با این حال تا سال 1392 سراغ ساخت اثر کمدی نرفته بود.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه : «دلم میخواد» را تا حد زیادی میتوان در ادامه آثار فرمانآرا دانست. در این فیلم، محور اصلی یک نویسنده مطرح به نام بهرام فرزانه است که بعد از سالها فعالیت به نقطهای رسیده که احساس افسردگی میکند و نمیتواند داستانی بنویسد. در شرایطی که دکتر روانپزشک هم نمیتواند کمکش کند، خیلی اتفاقی از دختربچهای یک سیدی دریافت میکند و با شنیدن آن، مدام موسیقی شادی در ذهنش تکرار میشود. این موسیقی روحیهاش را تغییر میدهد و او را به زندگی علاقهمند میکند. دلش میخواهد همهجا برقصد و همه را به شادی دعوت کند اما هیچکس حسوحالش را درک نمیکند. او در جامعهای که همه یا افسردهاند، یا خشمگین و بیحوصله، جایی برای رقصیدن باقی نمیماند. رقصیدن و خوشحالی دستهجمعی، آرزوی بزرگی است که فرمانآرا در فیلمش روی آن دست گذاشت و موقعیت کمدی جذابی را به واسطه آن رقم زد.
مسعود جعفری جوزانی | ایران برگر | 1393
مسعود جعفری جوزانی در «ایران برگر» با ماجرای انتخابات شوخی میکند.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : جعفری جوزانی بعد از انقلاب با فیلمهای «جادههای سرد»، «شیر سنگی»، «در مسیر تندباد»، «سایه خیال»، «یک مرد یک خرس» و سریال «در چشم باد» به شهرت زیادی رسید. بعضی از فیلمهای او از جمله «جادههای سرد» و «شیر سنگی» هنوز هم جزو آثار موفق سینما در دهه شصت به حساب میآیند. جوزانی در هیچیک از آثارش سراغ کمدی نرفته بود و «ایران برگر» در دهه نود اتفاق مهمی در کارنامهاش بود.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه: داستان در جریان نامزد شدن بزرگان دو ایل در انتخابات شوراها شکل میگیرد. امرالله و فتح الله که سالیان سال است با هم اختلاف دارند، حالا رقیب انتخاباتی شدهاند و تلاش میکنند هر طور شده رای مردم روستا را به سمت خودشان بکشند. در واقع کل فیلم به ماجرای تلاش این دو نامزد برای پیروزی در انتخابات و باز شدن پای چند مشاور شهری به فضای روستا اختصاص دارد. «ایران برگر» کمدی متوسطی بود و میشد گفت حضور دو بازیگر اصلی کمدی مطرح «پایتخت» به نفعش تمام شد. با این حال نتوانست به اندازه «نهنگ عنبر» مورد توجه قرار بگیرد. سال 1397 اکران شد و بعد از «محمد رسولالله (ص)»، «نهنگ عنبر» و «شاهزاده روم»، چهارمین فیلم پرفروش سال شد.
حمید نعمتالله | بیپولی | 1386
«بی پولی» را میتوان در زمره کمدیهای سیاه طبقهبندی کرد.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : حمید نعمتالله اولینبار سال 1382 با ساخت فیلم اجتماعی «بوتیک» به سینمای ایران معرفی شد. «بوتیک» با استقبال زیادی روبهرو شد و نعمتالله به واسطه آن در مرکز توجهها قرار گرفت. با اینکه این موفقیت بهواسطه یک فیلم اجتماعی ایجاد شده بود اما نعمتالله برای فیلم دومش سراغ یک کمدی اجتماعی رفت و بار دیگر توانست موفقیتی به نام بزند.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه: بهسختی میتوان «بیپولی» را یک اثر کمدی به حساب آورد. میتوان آن را به عنوان یک کمدی اجتماعی تلخ معرفی کرد؛ فیلمی که هم واقعی است، هم دردناک است و هم تماشای آن لذتبخش است و مخاطبان را میخنداند. «بیپولی» درباره زندگی مردی است در طبقه بالای جامعه که یک شبه فقیر میشود و اصول زندگی در این طبقه اجتماعی را نمیشناسد. او تمام تلاشش را میکند تا متعلق به طبقه همیشگی خودش باقی بماند و این مسئله زندگیاش را بهم میریزد. بیپولی در بیستوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر دو سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران (بهطور مشترک با فیلم درباره الی…) را از بخش مسابقه و دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه را از بخش نوعی نگاه دریافت کرد.
فریدون جیرانی | صورتی | 1381
فریدون جیرانی با فیلم «صورتی» پا به عرصه کمدی سازی گذاشت.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : فریدون جیرانی قبل از اینکه به عنوان کارگردان فیلمهای اجتماعی در سینما شناخته شود، فیلمنامهنویس بود و با کارگردانهای مطرح زیادی همکاری کرده بود. او اولین فیلمش را با نام «صعود» سال 1366 ساخت اما با ساخت فیلم «قرمز» در سال 1377 به شهرت بسیار زیادی رسید. «آب و آتش» اتفاق مهم دیگری در کارنامه جیرانی رقم زد. بعد از آن «شام آخر» را ساخت و به دلیل دست گذاشتن روی یک سوژه جسورانه، بار دیگر در مرکز توجهها قرار گرفت. در شرایطی که به واسطه ساخت چند اثر اجتماعی موفق به موفقیت رسیده بود تصمیم گرفت ساخت یک فیلم اجتماعی کمدی را هم تجربه کند و سراغ ساخت «صورتی» رفت.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه : «صورتی» براساس فیلمنامه خودش ساخته شد اما با سه اثر موفق قبلیاش متفاوت بود. با اینکه صورتی در مقایسه با سایر آثار کارنامه فریدون جیرانی مهجورتر به نظر میرسد اما یک کمدی رمانتیک استاندارد است. یک مسئله اجتماعی مثل طلاق را در مرکز میگذارد و در رابطه با آن موقعیتهای کمدی جالبی را پیش میبرد. بازی رامبد جوان هم جزو نکاتی است که شیرینی این فیلم را بالاتر میبرد. «صورتی» در گیشه اثر موفقی به حساب آمد و در زمان خودش بسیار مورد توجه قرار گرفت. این فیلم در جشنواره بیستویکم فیلم فجر و در جشن خانه سینما برای آن نامزد سیمرغ شد.
شهریار بحرانی | دنیای وارونه | 1376
شهریار بحرانی به عنوان یک کارگردان دفاع مقدس عرصه کمدی را با «دنیای وارونه» تجربه میکند.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : شهریار بحرانی اولین بار سال 1363 قدم به سینما گذاشت و تا قبل از اینکه فیلم «دنیای وارونه» را به عنوان یک کمدی کارگردانی کند، به واسطه ساخت فیلمهای جنگی «پرچمدار»، «گذرگاه»، «هراس» و «حمله به اچ3» شناخته میشد. برای همین هم وقتی سراغ ساخت «دنیای وارونه» رفت همه تعجب کردند.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه: بحرانی سال 1376 با همراهی امرالله احمدجو، فیلمنامه کمدی فانتزی «دنیای وارونه» را ساخت. فیلم در یک ناکجاآباد پیش میرفت. دو نفر در یک شرکت تولید مواد دفع آبات نباتی، متوجه میشوند رئیسشان قصد دارد از مواد غیراستاندارد و فاسد برای سمپاشی مزارع استفاده کند. ابتدا مخالفت میکنند و بعد متوجه میشوند این مواد ویژگی خاصی دارند و اگر در معرضشان قرار بگیریم باعث راستگویی میشوند. آنها این موارد را در سطح شهر پخش میکنند و مردم موقتا راستگو میشوند. این راستگویی مخرب است و زندگی همه را ویران میکند. «دنیای وارونه» سوژه جذابی داشت و بازی حسین یاری و محمد کاسبی هم موقعیت جذابی ایجاد کرده بود. درواقع میتوان گفت با یک کمدی فانتزی موفق مواجه بودیم.
لیلی با من است | کمال تبریزی | 1374
کمال تبریزی با «لیلی با من است» کمدی را وارد عرصه سینمای جنگ کرد.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : کمال تبریزی اولینبار سال 1367 وارد سینما شد و تا قبل از اینکه با «لیلی با من است» مورد توجه قرار بگیرد، سه فیلم درباره جنگ ایران و عراق ساخته بود. فیلمهای «عبور»، «در مسلخ عشق» و «کودک قهرمان» که ارتباطی با فضای «لیلی با من است» نداشتند.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه : «لیلی با من است» را فیلمی تابوشکن در سینمای دفاع مقدس مینامند؛ فیلمی که برخلاف تمام پروژههای آن زمان، از واقعیتی پرده برداشت که به مذاق مخاطبان خوش آمد. کمال تبریزی برای نخستین بار نگاه کلیشهای به فیلمهای جنگی را کنار گذاشت و با مفاهیم تثبیت شده، شوخی کرد. موقعیت دوگانه صادق مشکینی در جبهه، برگ برنده فیلم بود. مردی به نام صادق مشکینی خیلی اتفاقی سر از جبهه در میآورد و نمیتوانست به ترسش غلبه کند. او در ظاهر خودش را مشتاق نشان میداد اما مدام تلاش میکرد از میدان فرار کند. این عدم تمایل به حضور در میدان جنگ و تلاش برای فرار، برای فضای بسته سینمای ایران در دهه هفتاد بسیار اهمیت داشت. «لیلی با من است» در جشنواره چهاردهم فیلم فجر، سیمرغ بهترین فیلمنامه را گرفت.
داوود میرباقری | آدمبرفی | 1373
«آدم برفی» بعد از چند کار تاریخی اولین تجربه کمدی داود میرباقری است.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : داوود میرباقری پیش از ساخت «آدم برفی» در سال 1373 تجربه ساخت فیلم سینمایی دیگری نداشت اما در تلویزیون چند سریال ساخته بود که ارتباطی با کمدی نداشتند. درواقع او پس از ساخت «حکایت مسافر گمنام»، «گرگها»، «رعنا» و «امام علی (ع)»، دست به ساخت کمدی «آدم برفی» زد و همه را متعجب کرد.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه : «آدم برفی» سال 1373 تولید شد اما تا سه سال اجازه اکران نداشت. نهایتا در سال 1376 اکران شد و پرفروشترین فیلم سینما در سال 1376 نام گرفت. این فیلم موفق شد پای بیش از ۴ میلیون مخاطب را به سالنهای سینما باز کند. مهمترین دلیل جذابیت فیلم برای مخاطبان، گریم متفاوت اکبر عبدی بود. این اولینباری بود که اکبر عبدی با گریم در قالب یک زن جوان بازی کرد. انتشار تصاویر اکبر عبدی با این گریم باعث شد مخاطبان تمایل زیادی به تماشای آن داشته باشند. میرباقری در ابتدای دهه هفتاد و در آن فضای به نسبت بسته آن سالها حرکت واقعا آوانگاردی انجام داده بود و البته همین هم باعث شد فیلم با حساسیت زیادی روبهرو شود. البته جذابیت سوژه جدید و متفاوت فیلم، طنزی که در آن جریان داشت و تولید آن در حال و هوای ترکیه هم دلیل دیگری برای جلب توجه بود.
تهمینه میلانی | دیگه چه خبر | 1371
«دیگه چه خبر» یکی از کمدیهای خوب کارنامه میلانی است.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : تهمینه میلانی سال 1368 اولین فیلمش «بچههای طلاق» را کارگردانی کرد که درباره تاثیر مخرب طلاق روی کودکان بود. این فیلم در هشتمین جشنواره فجر سیمرغ بهترین فیلم اول را گرفت اما در اکران گیشه موفقی نداشت. بعد از آن فیلم «افسانه آه» را کارگردانی کرد که باز هم با شکست تجاری زیادی روبهرو شد. بعد از این دو فیلم بود که تصمیم گرفت مسیرش را به سمت ساخت کمدی تغییر دهد و در سال 1371 «دیگه چه خبر» را بسازد.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه: «دیگه چه خبر؟» در دومین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد. فیلم در سه رشته بهترین بازیگر نقش اول زن (ماهایا پطروسیان) و بهترین بازیگر نقش مکمل زن (پروین سلیمانی) و بهترین جلوههای ویژه میدانی نامزد سیمرغ شد اما نهایتا د رهیچکدام از این بخشها سیمرغی به دست نیاورد. این فیلم در گیشه موفقیت بسیار زیادی به دست آورد و پرفروشترین فیلم سال 1371 شد. سوژه جذاب، فضای فانتزی و خیالی فیلم باعث شد 2 میلیون و 800 هزار نفر برای تماشای آن به سینماها بروند.
داریوش مهرجویی | اجارهنشینها | 1365
«اجارهنشینها» اولین تجربه کمدی داریوش مهرجویی یک اثر انتقادی است.
بعد از چه آثاری کمدی ساخت : داریوش مهرجویی از دهه چهل، به عنوان یکی از کارگردانهای موج نوی سینمای ایران شناخته میشد. در فیلمهایش دست روی مشکلات و کمبودهای زندگی مردم طبقه فرودست میگذاشت و با تمرکز روی آسیبهای اجتماعی، نابرابریهای اجتماعی را نقد میکرد. مهرجویی بعد از «گاو»، «آقای هالو»، «پستچی» و «دایره مینا»، سال 1365 اولین فیلم مهم پس از انقلابش را ساخت؛ فیلمی کمدی اجتماعی که باز هم مشکلات و آسیبهای جامعه را در اولویت قرار داده بود.
جایگاه فیلم کمدی در کارنامه: «اجارهنشینها» را شاید نتوان در قالب کمدیهای مرسوم دستهبندی کرد. با یک کمدی سیاه روبهرو هستیم که به سازوکارهای اجتماعی و روابط آدمها در زندگی شهری نگاهی بدبینانه دارد. کشمکش میان مباشر و مستاجران آنهم در شرایطی که خانه هرلحظه درحال فروپاشی است، موقعیتی کمدی اما بسیار تلخ است. همه میدانند زندگیشان رو به ویرانی است اما باز هم به جنجالی دائمی و بیفایده ادامه میدهند و حاضر به سازش نیستند. مهرجویی در «اجارهنشینها» تمثیلی از وضعیت کل جامعه ترسیم کرده بود. این فیلم سال 1366 اکران شد و پرفروشترین فیلم سال بود. حدود 3 میلیون نفر در آن سال برای تماشای فیلم «اجاره نشینها» بلیت خریدند و به سالنهای سینما رفتند.
فیلم «قایق سواری در تهران» شامگاه شنبه هجدهم بهمن ماه در پردیس سینمایی ملت روی پرده رفت که با استقبال خوب اهالی رسانه مواجه شد.