جنگ واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است. وقتی شروع میشود، کودکان و نوجوانان را هم درگیر میکند؛ کودکان و نوجوانانی که نه درکی از دلایل جنگ دارند و نه میتوانند از خودشان دفاع کنند. آنها در مسیر زندگی عادی و روزمرهشان ناگهان با این موقعیت خشن روبهرو میشوند و زندگیشان تحت تاثیر قرار میگیرد. مواجهه این گروه سنی با اتفاقهای تلخ پیرامون، بارها موضوع انواع و اقسام فیلم و سریال قرار گرفته است؛ فیلمهای تاثیرگذار که تا همیشه در ذهن مخاطبان میمانند. «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا هم جدیدترین اثر درباره درگیری کودکان با جنگ است.
به گزارش فیلمنیوز، در این پرونده سراغ فیلمهایی رفتهایم که ماجرایشان به نحوی درباره درگیری کودکان و نوجوانان با جنگ است.
سرزمین فرشتهها | بابک خواجه پاشا | 1404
«سرزمین فرشتهها» تازه ترین اثر سینمایی است که به تبعات جنگ بر زندگی کودکان میپردازد.
بابک خواجهپاشا در فیلم «سرزمین فرشتهها» دست روی زندگی چند کودک در حملات موشکی شهر غزه گذاشته است؛ کودکانی که اکثرشان درکی از جنگ و حملات موشکی ندارند و ذهنشان نمیتواند چنین مسئلهای را درک کند. پدر و مادرهایشان در حملات موشکی زیر آوار رفتهاند و آنها بدون پشتوپناه رها شدهاند. در این شرایط است که معلم مدرسه که او هم زنی تنهاست، مثل یک مادر همه را دور خودش جمع میکند و برایشان قصه میگوید. ما در طول فیلم با این معلم همراه میشویم و ماجراها را از دریچه ذهن بزرگسال او میبینیم. معلمی که با وجود تمام سختیها تلاش میکند این کودکان گرسنگی و تشنگی نکشند، دلتنگ پدر و مادرشان نشوند و از صدای وحشتناک انفجار نترسند. او یک دنیای خیالی برای این کودکان ترسیم میکند که در آن میشود با موسیقی و رقص و نقاشی، همه چیز را قابلتحملتر کرد. بازی این کودکان عربزبان بسیار ملموس و باورپذیر است و حس تماشای یک موقعیت واقعی را به مخاطبان القا میکند.
باغ کیانوش | رضا کشاورز حداد | 1403
«باغ کیانوش» یک اثر اقتباسی است.
در فیلم «باغ کیانوش» به کارگردانی رضا کشاورز حداد، نوجوانها درگیر فرود آمدن غیرعادی دو خلبان جنگی در یک روستا میشوند. ماجرا از این قرار است که چند نوجوان 10-12 ساله برای دستبرد زدن به موزهای باغ کیانوش شرطبندی میکنند. آنها که به خاطر شرایط اقتصادی ضعیف دهه شصت هیچوقت موز ندیدهاند حالا وقتی میشنوند که کیانوش در باغش درخت موز دارد از خود بیخود میشوند تا به آن دستبرد بزنند. از همینجاست که خلبان عراقی را میبینند و پایشان به بازی خطرناکی باز میشود. آنها باید تلاش کنند در مدت زمانی کوتاه مردم روستا را که همگی در یک عروسی هستند، نجات دهند. این فیلم هم از جنس بازی بزرگان است؛ کودکان و نوجوانانی که خیلی زودتر از سنشان آمده دفاع میشوند و ماجرایی را پیش میبرند.
یدو | مهدی جعفری | 1399
«یدو» به مقاوت نوجوانان در جنگ میپردازد.
«یدو» به کارگردانی مهدی جعفری بر اساس داستان کوتاهی از صمد طاهری ساخته شده. فیلم التهاب زیادی ندارد و به طور کلی زندگی سه نوجوان را به همراه مادرشان در یک شهر جنگی به تصویر میکشد. داستان در ابتدای جنگ روایت میشود. وقتی که مردم شهرهای مختلف خوزستان وسایل زندگی خود را جمع کردهاند و به شهرهای دیگر پناه بردهاند. مادر خانواده مخالف سفر کردن است. میگوید در غربت نمیتواند زندگی کند و از طرف دیگر به خاطر بُزی که در خانه دارد، نمیتواند شهر را ترک کند. پسرها برای اینکه بتوانند در این شرایط به زندگی ادامه دهند به خانه همسایهها میروند و هرچه از آنها جا مانده جمع میکنند تا بتوانند غذا بخورند. درواقع نوجوانان در این فیلم بیش از هرچیز درگیر قحطی دوران جنگ هستند.
23 نفر | مهدی جعفری | 1397
«23 نفر» براساس یک ماجرای واقعی ساخته شد.
نام فیلم «23 نفر» با تکیه بر تعداد رزمندان نوجوانی انتخاب شده که در جریان جنگ ایران و عراق در سال 1361 به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سنوسال بین 13 تا 17 سال داشتند و اردیبهشت 1361 در مرحله مقدماتی عملیات بیتالمقدس در مناطق مختلف جبهه اسیر شدند. فیلم از زمان اسارت نوجوانان شروع میشود و موقعیت آنها در بازجوییهای خشن، انتقال با کامیونهای نظامی و … به تصویر کشیده میشود. آنچه باعث قوت فیلم شده، بازی ملموس این نوجوانان است. آنها کاملا طبیعی و بدون اغراق بازی میکنند و ترسها، دلتنگیها، شوخیها و شیطنتهای خودشان را دارند. به همین دلیل هم فیلم کاملا قابل درک از آب درآمده است.
بمب؛ یک عاشقانه | پیمان معادی | 1396
تاثیرات و تبعات جنگ در شهرها بر زندگی نوجوانان در «بمب، یک عاشقانه» روایت شده است.
پیمان معادی در فیلم «بمب» شرایط پر از نگرانی دوران بمباران را با دو روایت عاشقانه در هم آمیخته است. یک ناظم مدرسه که گمان میکند زندگی زناشوییاش به بنبست رسیده با قرار گرفتن در معرض خطر بیش از پیش نیاز به همسرش را حس میکند و در طرف دیگر، یک پسر نوجوانی به سعید است که در شبنشینیهایی که برای فرار از بمب با همسایهها در زیرزمیندارند عاشق دختری هم سن و سال خودش میشود و زندگیاش تحتتاثیر این عشق قرار میگیرد. معادی از فضای محدود پناهگاه، چراغنفتی، سایههای روی دیوار، دفتر مشق و مداد و ترس و استیصال موجود در شرایط بمباران به درستی برای خلق یک عاشقانه موفق استفاده کرده. سعید برای دختر نامه عاشقانه مینویسد و ناظم مدرسه که همسایه سعید است وسط جلسه امتحان نامه را مصادره میکند. درست در شبی که قرار است بمب خانهشان را ویران کند، ناظم نامه عاشقانه را میخواند و از عشق سعید به دختر تحت تاثیر قرار میگیرد و زندگیاش رنگ دیگری میگیرد.
نفس | نرگس آبیار | 1394
«نفس» تصویری است از قربانی شدن کودکان در جنگ.
در فیلم «نفس» به کارگردانی نرگس آبیار، شخصیت محوری دختربچهای خیالپرداز است که در مواجهه با پدیدهها مدام برای خودش داستان میبافد و زندگی جالبی را تجربه میکند. کارگردان اجازه میدهد مخاطبانش با تمام خیالپردازیها و زندگی شیرین این کودک همراه شوند و زندگی را از دریچه ذهن کودک او دنبال کنند اما در نقطه پایانی شوکی بزرگ به آنها وارد میکند. در پایان فیلم تمام این شیرینی و خیالبافی با موشکباران پیوند میخورد و زندگی دختربچه هنگامی که درحال تابسواری و خیالبافی است مثل قصهها به پایان میرسد. فیلمی جذاب و پرکشش که پایانی بسیار تلخ برایش رقم میخورد.
کودک و فرشته | مسعود نقاشزاده | 1387
«کودک و فرشته» تصویری است از حضور کودکان و نوجوانان در بطن جنگ.
ماجرای این فیلم به شروع جنگ تحمیلی و آخرین روز تابستان سال۱۳۵۹ مربوط است. فرشته و خانوادهاش آماده میشوند تا در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند اما غرش صدای هواپیماهای جنگندهای که از مرز عبور کردهاند موجب میشود که پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانوادهاش را از مهلکه نجات دهد. فرشته در شهری که حالا توسط دشمن اشغال شده، درگیر ماجراهای بسیاری میشود؛ ماجراهایی که با سن و سال و واقعیت زندگیاش همخوانی ندارد. شیرین، در بحبوحه حملات بمباران، دنبال مادر گمشدهاش میگردد، پسر نوجوانی را نجات میدهد و نهایتا برادرش را در وضعیت بسیار بد میبیند. فیلم روی این مسئله تمرکز دارد که چگونه زندگی روزمره و عادی یک نوجوان، ناگهان زیر سایه تهدید و ویرانی جنگ تغییر میکند.
میم مثل مادر | رسول ملاقلیپور | 1385
«میم مثل مادر» به روایت تبعات بعد از جنگ بر زندگی کودکان میپردازد.
جنس درگیری کاراکتر سعید در «میم مثل مادر» با مقوله جنگ، با سایر کودکانی که دربارهشان نوشتهایم متفاوت است. سعید ده ساله هیچگاه در میدان جنگ حضور نداشته و زندگیاش در دهه هشتاد روایت میشود اما تاثیر جنگ روی او باقی مانده و هیچگاه نمیتواند مثل بقیه بچهها زندگی بگذراند. علی شادمان در ده سالگی، راوی زندگی پسربچهای میشود که به خاطر قرار گرفتن مادرش تحت تاثیر یک ماده شیمایی خاص، دچار مشکلات تنفسی و معلولیت میشود. مادرش تلاش میکند او را مثل بچههای عادی باربیاورد اما سعید همیشه تنهاست و این تنهایی باعث میشود برای خودش جهانی متفاوت بیافریند.
بازی بزرگان | کامبوزیا پرتوی | 1369
«بازی بزرگان» تصویری عریان از تبعات جنگ بر زندگی کودکان را روایت میکند.
سال 1369 کامبوزیا پرتوی در فیلم «بازی بزرگان» تلاش دو کودک را برای حفاظت از یک نوزاد آنهم درست وسط میدان جنگ به تصویر کشید و پای کودکان را به واقعیت زندگی بزرگسالان باز کرد. ماجرا از این قرار بود که زمان اشغال یکی از شهرهای کوچک مرزی در جنگ ایران و عراق، مریم، دختر هفت، هشت ساله فیلم بر اثر ضربهای بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، شهر توسط ارتش عراق اشغال شده. او زمانی که دارد دنبال خانوادهاش میگردد به نوزادی برمیخورد که اتفاقی زنده مانده است. نوزاد را نجات میدهد و در راه با پسری ده، دوازده ساله آشنا میشود. آنها تصمیم میگیرند وسط آن شرایط سخت و ملتهب، از نوزاد مراقبت کنند. نوزاد را همراه خودشان میبرند، برایش شیر پیدا میکنند و هرطور شده سعی میکنند او را از خطرات حفظ کنند. کودکان فیلم همانطو رکه از نام آن برمیآید باوجود کمتجربهکی به موقعیتی قدم میگذارند که بیشتر شبیه به یک قصه است و آنها این قصه را در واقعیت بازی میکنند.
باشو غریبه کوچک | بهرام بیضایی | 1364
«باشو غریبه کوچک» روایتی است از زندگی یک نوجوان جنگزده.
بهرام بیضایی سال 1364 در فیلم «باشو غریبه کوچک» روی مسئله آوارگی یک پسری به اسم باشو دست گذاشت. در یکی از بمبارانهای جنگ ایران و عراق پسری به اسم باشو بعد از اینکه خانهاش ویران میشود خودش را پشت یک باری میاندازد و وقتی چشم باز میکند میبیند به شمال کشور رسیده است. او احساس بیگانگی میکند و زنی به اسم نایی که در غیاب شوهرش کار و زندگی میکند بدون اینکه زبانش را بفهمد از او مراقبت میکند. جذابیت داستان به این است که در موقعیت جنگ، یکی بودن زبان و خواستگاه اهمیت ندارد. مادر برای همه مادری میکند و کودکان سرزمین متعلق به همه هستند بعد از «باشو» سال 1370، سریالی هم به کارگردانی محمدعلی طالبی به نام «گل پامچال» ساخته شد که تا حدودی روی مسیر «باشو» پیش میرفت.
«سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا، به تهیهکنندگی منوچهر محمدی ساخته شده و محصول سازمان سینمایی سوره و موسسه تصویر شهر است.