مرگ فرزند و داغ پدر، قصهی تلخی است که پایانی ندارد؛ تصویری نیست که به راحتی از ذهن و دل افراد پاک شود. فرزندان میروند، پدرها میمانند و این خشم و اندوه بر دل نشسته تا همیشه برجا میماند. در جشنواره امسال، فیلم «اردوبهشت» محمد داودی درباره مواجهه پدری با مرگ فرزندش است؛ داستانی برگرفته از واقعیت که در دهه هشتاد خانوادههای زیادی را داغدار کرد. فرزندی در اردوی دانشآموزی غرق میشود و پدر برای خونخواهی او حاضر به پذیرش هیچ پیشنهادی نمیشود و سکوت نمیکند. مواجهه پدران با مرگ فرزندان، بارها سوژه فیلمها و سریالهای مختلف بوده است.
به گزارش فیلمنیوز، به بهانه نمایش فیلم «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی که براساس فیلمنامه کاظم دانشی ساخته شده، مروری داریم بر تلخ ترین سکانسهای مواجهه پدرها با مرگ فرزندان در سینما و شبکه نمایش خانگی.
حامد بهداد | اردوبهشت | محمد داوودی | 1404
«اردوبهشت» تصویر تازهای از یک پدر داغدیده با بازی حامد بهداد است.
چگونه داغ دید؟ | «اردوبهشت» روایت یک حادثه واقعی است که در دهه هشتاد رخ داد و شش دختر دانشآموز در اردوی مدرسه در پارک شهر غرق شدند. ماجرا با تمرکز روی پدر این دختر روایت میشود. مهدی با بازی حامد بهداد که شرایط مالی خوبی ندارد و به خاطر بدهکاریهایی که بالا آورده، همسرش خانه را ترک کرده است. دختر او در این حادثه کشته میشود.
واکنشش چه بود؟ | براساس آنچه در تیزر فیلم «اردوبهشت منتشر شده»، بهداد را در این فیلم نقش پدر این دختر را دارد. مردی که با وجود مشکلات مالی که دارد حاضر نمیشود از خون دخترش در ازای پیشنهادهای مالی بالا دست بکشد. او معتقد است دخترش بیرون از آب کشته شده و مرگ او دلیل دیگری جز غرق شدن دارد. با اینکه مسئله امنیتی شده و مدام از او میخواهند سکوت کند اما کوتاه نمیآید و حاضر به سکوت نمیشود. بهداد با ریشهای بلند و ظاهر پریشان در این فیلم شمایلی از مردی دلسوخته را بازی میکند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
شهاب حسینی | رها | حسام فرهمند | 1403
«رها» روایتی است دردناک از پدری که به خاطر نداری دخترش را از دست میدهد.
چگونه داغ دید؟ | در فیلم «رها» با پدری شکستخورده روبهرو هستیم که مدام به در بسته میخورد. هرکار میکند از پس هزینههای زندگی خانوادهاش برنمیآید. مدام دنبال کار میگردد و سعی میکند با تعمیر وسایل خراب خانههای دیگران، گرهی از زندگیاش باز کند اما هربار دست خالی برمیگردد. زمانی که میفهمد لپتاپ دخترش را دزدیدهاند و پولی برای انجام پروژههایش ندارد، باز هم با خوشبینی سراغ تهیه لبتاپ جدید میرود و مقابل سرکوفتهای همسرش دم نمیزند. تا جایی که پردهها از روی واقعیت کنار میروند و او تصویر دلخراش خفه شدن دخترش را در کانال کولر میبیند. پدر از روی کفشهای دخترش او را تشخیص میدهد و اینجاست که به اوج فروپاشی میرسد.
واکنشش چه بود؟ | پدر که متوجه میشود فقر او باعث مرگ دخترش شده، به جای اینکه بتواند یک دل سیر سوگواری کند، باید برای محافظت از فرزند دیگر دست به تلاش بزند. انگار گردونه تلاش برای حفظ زندگی برای او تمامی ندارد. همزمان با مرگ دخترش، با این واقعیت مواجه میشود که پسرش در مرگ دختری دیگر دست داشته و حالا باید راز این قتل را بپوشاند. فقط در سکانس آخر است که شاهد یک سوگواری تلخ از سوی پدر هستیم. جایی که به زور موهای دخترش را پس میگیرد و سپس روی کاناپه در خودش فرو میرود و جز موهای دخترش چیزی در دستهایش نیست. تلخی کل فیلم به کنار، این سکانس پایانی است که بیشتر از هرچیز در ذهن مخاطبان ماندگار میشود.
حسن معجونی | رهایم کن | شهرام شاهحسینی | 1402
«رهایم کن» تصویری است از یک سوگ پدرانه.
چگونه داغ دید؟ | ناصر با بازی حسن معجونی مردی میانسال است که در زندگی هیچگاه احساس خوشبختی نداشته. تنها چشم امیدش به پسرش شاهین است. تمام زندگیاش را داده تا بتواند هدیهای برای فرزندش داشته باشد و اجازه دهد دست کم او از زندگیاش خیر ببیند. درست در همین شرایط، متوجه میشود شاهین زندگیاش را زیر معدن نایبسرخیها از دست داده و تمام رویاهایش در یک لحظه به باد میرود.
واکنشاش چه بود؟ | یکی از اثرگذارترین سکانسهای سریال «رهایم کن» در زمانی شکل میگیرد که ناصر متوجه مرگ شاهین میشود. او چنان دردی میکشد و چنان غمی را مقابل دوربین به تصویر میکشد که نه تنها دل حاتم و نایب و سایرین خون میشود که این اندوه تا همیشه در ذهن مخاطبان میماند. حسن معجونی در «رهایم کن» سکانسی بینظیر خلق میکند. نمایشی از پدری سوگوار که انگار تمام زندگیاش را یک شبه از دست داده به تصویر میکشد. ناصر که از ابتدای سریال نقش پررنگی ندارد پس از مرگ پسرش از حاشیه به متن میآید تا انتقام خون او را از کاراکتر بهرام بگیرد.
هادی حجازیفر | پوست شیر | جمشید محمودی | 1401
نعیم در پوست شیر دوبار به سوگ دخترش مینشیند.
چگونه داغ دید؟ | داستان سریال با معرفی هادی حجازیفر در نقش «نعیم» شروع میشود؛ مردی میانسال و تنها که پانزده سال از زندگیاش را دز زندان سپری کرده و تمام این پانزده سال را با شوق رسیدن به دخترش گذرانده. با اینکه هیچوقت او را ندیده اما تمام مدت برایش تولد میگرفته و با عکس او حرف میزده. درواقع جز دخترش بهانهای برای زندگی نداشته. وقتی بالاخره میتواند به دختر برسد، دوران خوشبختیاش شروع میشود اما اوج این خوشبختی چند روز بیشتر نیست و این بهانه زندگی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش را بکند از او گرفته میشود. سایه ناپدید میشود و نعیم به گمان اینکه او به قتل رسیده، همهجا را برای پیدا کردن مسبب این قتل زیرورو میکند. پس از اینکه میفهمد ساحل زنده است نور امیدی به زندگیاش میتابد اما باز هم نمیتواند مدت زمان طولانی کنارش بماند چون دختر جلوی چشم خودش تیر میخورد و به قتل میرسد.
واکنشش چه بود؟ | نعیم برخلاف ظاهر ساده و مظلومش، در زندان جایگاه والایی داشته و خیلی از خلافکارها و لاتولوتهای تهران، به او مدیونند. با اینکه برای قتل دخترش در آگاهی پرونده دارد و روال قانونی یافتن معمای قتل توسط پلیس جنایی در جریان است اما حس میکند از راه قانون به این سادگیها نمیتواند به قاتل دخترش برسد. او بعد از دریافت فیلم آزار و اذیت دخترش، طغیان میکند و دیگر حاضر نیست یک لحظه هم برای انتقام تردید کند. حجازیفر اینبار برخلاف همیشه شرینی و طنازی ویژه خودش را به نقش وارد نکرده و کاراکتری تماما تلخ و زخمخورده به نمایش گذاشته بود.
شهاب حسینی | پوست شیر | جمشید محمودی | 1401
محب مشکات با غم از دست دادن دخترش روزگار میگذراند.
چگونه داغ دید؟ | محب در سریال «پوست شیر»، پلیسی تنها و مغموم بود که به خاطر رسیدگی به پرونده یک قاتل زنجیرهای دخترش را از دست داده و هنوز نتوانسته بود به زندگی معمولیاش بازگردد. داستان مدتها بعد از این ماجرا شروع میشد. ما شاهد اصل ماجرا نبودیم و صرفا تصویرهای پراکندهای را که در ذهن محب از دخترش شکل میگرفت میدیدیم.
واکنشش چه بود؟ | محب از زندگی، خدا و شغلی که داشت، خشمی عمیق به دل گرفته و نمیتوانست دنیا را بدون حضور دخترش تحمل کند. از کارش کناره گرفته بود، دستبند دخترش را مدام در دست داشت و تمام مدت در انتظار گرفتن انتقام بود. پرونده نعیم باعث شد بار دیگر برای انتقام خون یک دختر به میدان برگردد. در جریان این پرونده، محب مدام خشمگین و عصبی میشد، پرخاش میکرد و رفتار خشونتبار بروز میداد اما نهایتا تمام مدت پشت نعیم ایستاده بود و از او دفاع میکرد. انگار با قتل ساحل، دختر نعیم، یک بار دیگر دختر خودش را از دست داده و سوگواریاش ادامه داشت. شهاب حسینی در این نقش از تصویر کلیشهای پلیس فاصله گرفت و بیشتر از هرچیز در قالب یک پدر داغدار فرو رفت و احساساتش به دل مینشست.
پیمان معادی | درخت گردو | محمدحسین مهدویان | 1398
«قادر» در «درخت گردو» یکی بعد از دیگری به سوگ فرزندانش مینشیند.
چگونه داغ دید؟ | «درخت گردو» داستان زندگی واقعی و تلخ مردی به نام قادر مولانپور و خانوادهاش در فاجعه بمباران شیمیایی سردشت است. مردی که همسر و سه فرزندش را در بمباران از دست داد. یکی از پسرانش همان ابتدا از دنیا میرود و ناصر خودش او را زیر درخت گردو دفن میکند. او دو فرزند دیگرش را به تهران میفرستد تا مراقب همسرش باشد اما وقتی سراغشان میرود میفهمد که هردو آنها هم مردهاند.
واکنشش چه بود؟ | یکی از دلخراشترین صحنههای مواجهه پدر با مرگ فرزند را در «درخت گردو» شاهد هستیم. صحنهای که راننده به دلیل آلوده بودن منطقه جلوتر نمیرود و قادر هر دو جنازه را روی دوشش میاندازد و به تنهایی به سمت روستا پیش میرود تا آنها را کنار برادرشان دفن کند. این تصویر چنان دردی را القا میکند که نمیتوانیم از کنارش بگذریم. قادر متفاوتترین کاراکتری است که پیمان معادی بازی کرده. معادی از همان لحظه ابتدایی فیلم کاری میکند که یادمان میررود او یک بازیگر است. فکر میکنیم واقعا قادر را روی پرده سینما میبینیم. همه درد و رنج در چهره بازیگر به جان مخاطب مینشیند.
نوید محمدزاده | بدون تاریخ، بدون امضا | وحید جلیلوند | 1395
نوید محمدزاده در «بدون تاریخ،بدون امضا» پسرش را بر اثر یک اتفاق از دست میدهد.
چگونه داغ دید؟ | داستان با یک تصادف شروع میشود. دکتر پزشکی قانونی با یک خانواده موتورسوار تصادف میکند و کودکی که پشت موتور نشسته همین میخورد. دکتر اصرار میکند باید شبانه از سر کودک عکس بگیرند اما پدر کودک قبول نمیکند، مبلغی پول از دکتر میگیرد و میرود. صبح روز بعد دکتر در محل کارش با جسدی روبهرو میشود که متعلق به همان کودک است.
واکنشش چه بود؟ | آنچه موتور درام را به راه میاندازد، مرگ کودک نیست؛ علت مرگ کودک است. پزشکی قانونی علت مرگ را مسمومیت غذایی تشخیص میدهد و پدرش موسی با بازی نوید محمدزاده که جزو طبقه فرودست جامعه است، وقتی فکر میکند پسرش به خاطر خوردن مرغهای مریضی که ارزانتر از مرغداری خریده است مرده، زندگیاش به هم میریزد. موسی با فهمیدن این خبر به مرغداری میرود و جنجال به راه میاندازد. در زندگی شخصیاش هم به فروپاشی میرسد و سایه سنگین تقصیری که به گردن دارد رهایش نمیکند. به همین دلیل وقتی متوجه میشود که ممکن است علت مرگ، ضربه وارد شده به سر کودک باشد، بیشتر بههم میریزد و اینبار به جای تاختن بر سر خودش، مقابل دکتر پزشکی قانونی میایستد. نوید محمدزاده با گریم یک مرد طبقه فرودست، در نمایش فروپاشی و سپس خونخواهی یک پدر موفق عمل میکند.
پارسا پیروزفر | شکاف | کیارش اسدی زاده | 1393
«شکاف» روایتی است از پدری که پسرش را بر اثر یک اتفاق از دست میدهد.
چگونه داغ دید؟ | زوجی به نام نسیم و فرهاد درحال متارکه هستند و به همین دلیل پسرشان ایلیا بیشتر وقتها را کنار دوست خانوادگیشان پیمان میگذراند. پیمان مربی شناست و در جلسات کلاس متوجه میشود که ایلیا مشکل تنفسی دارد. پدر و مادر آنقدر درگیر مسائل خودشان هستند که این مشکل را جدی نمیگیرند تا اینکه یک بار ایلیا خودسر وارد استخر میشود و نفس کم میآورد. او را به بیمارستان میرسانند و متوجه میشوند عفونت به خونش رسیده و دیگر کاری از کسی برنمیآید.
واکنشش چه بود؟ | ایلیا یکی از صدها کودکی است که قربانی دعوای والدینش شده و به همین دلیل مواجهه فرهاد با مسئله مرگ پسرش فقط یک داغ معمولی نیست. این اختلافها تا لحظه مرگ ایلیا ادامه دارد و فرهاد و نسیم حتی تا لحظهای که متوجه این مرگ شوند درحال دعوا و جنجال هستند. فرهاد با بازی پارسا پیروزفر، ابتدا بیشتر از اینکه نگران حال بد فرزندش باشد، مدام سعی دارد از جایگاهش به عنوان ولی ایلیا استفاده کند و مقابل نسیم بایستد و نهایتا اما میپذیرد که یکی از مقصرهای اصلی مرگ فرزندش خوش است. ما چیزی از خلوت فرهاد نمیبینیم و از حال روحیاش بعد از شنیدن خبر مرگ ایلیا هم اطلاعاتی به ما داده نمیشود. فیلم درحالی به پایان میرسد که از دور پدری را در شوک از دست دادن پسرش از در بیمارستان بیرون میآید.
فرامرز قریبیان | میخواهم زنده بمانم | ایرج قادری | 1373
اصلان در «میخواهم زنده بمانم» با مرگ خودخواسته پسرش مواجه میشود.
چگونه داغ دید؟ | قریبیان در فیلم میخواهم زنده بمانم نقش مردی را بازی میکند که از همسرش جدا شده و با زنی دیگر به نام فرنگیس ازدواج کرده است. باربد که ابتدا رابطه خوبی با فرنگیس دارد پس از مدتی احساس میکند در زندگی آنها زیادی است. از آنجایی که قبلا دیده است مادرش چطوری اقدام به خودکشی کرده، دست به این کار میزند و در دفترچه خاطرات روزانهاش هم مینویسد که چنین قصدی دارد. چند روز پس از ازدواج، به پدر در محل کارش زنگ میزنند و خبر مرگ باربد را میدهند. او سراسیمه به خانه میآید و با جسد پسرش در حمام روبهرو میشود.
واکنشش چه بود؟ | از آنجایی که فرنگیس به اتهام قتل باربد دستگیر میشود، پدر به جای اینکه فرصت سوگواری داشته باشد مجبور به دفاع از فرنگیس میشود. او وکالت همسرش را به عهده میگیرد تا بتواند جلوی اعدام او را بگیرد. با تمام تلاشها اما حکم اعدام صادر میشود و در لحظه آخر اما نوشتههای دفتر خاطرات باربد به کمک او میآید. در این فیلم بیشتر از اینکه با یک پدر سوگوار روبهرو باشیم، با پدری مواجهیم که برای حفظ زندگی همسرش میجنگد.
«اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی براساس فیلمنامه مشترک محمد داودی و کاظمی نوشته شده. این فیلم به تهیهکنندگی محمد احمدی، محصول موسسه تصویر شهر است.