در فیلم «رقص باد»، با روایتی از تنهایی و انتظار شخصیتها روبهرو هستیم. این اندوه و انتظار بیشتر از همه در کاراکتر زنی به نام خورشید نمایان شده است؛ زنی که در تمام زندگی فقط سه روز رنگ خوشبختی را چشیده و حالا نزدیک چهل سال است که با طعم خوش همان سه روز زندگی میگذراند. سودابه بیضایی در قالب خورشید، شمایلی دقیق از این زن به نمایش گذاشته است. میتوان گفت بخش مهمی از بار احساسی این فیلم روی دوش اوست.
به گزارش فیلمنیوز، «رقص باد» اولین تجربه کارگردانی جواد حسینی است؛ کارگردانی پیشازاین بهعنوان دستیار و برنامهریز و در برخی پروژهها بهعنوان کارگردان دوم حضور داشته است. علیرضا شجاعنوری، سودابه بیضایی و ماهور الوند، بازیگران اصلی این فیلم هستند. به بهانه نمایش این فیلم در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر، ابعاد مختلف بازی سودابه بیضایی را بررسی میکنیم.
سودابه بیضایی در فیلم «رقص باد» ایفاگر نقش خورشید است.
درباره بازیگر | سودابه بیضایی از اوایل دهه 80 وارد سینما و تلویزیون شد. او در این سالها در هر ژانری از کمدی و درام گرفته تا تاریخی به بازیگری پرداخته که نشان از روحیه تجربهگرایی او دارد. بازی او در سریالهایی مانند «آسمان من»، «ارمغان تاریکی»، «طوبی» و …، مورد توجه قرار گرفت. بیضایی سال 1396 با فیلم «لرد» ساخته محمد رسولاف راهی فستیوال کن شد و تجربه حضور در رویدادهای بینالمللی سینما را هم دارد. بیضایی از جمله بازیگرانی است که بدون توجه به اندازه نقش، تلاش میکند دنیای کاراکتری که به او سپرده شده را به درستترین شکل ممکن جلوی دوربین ارائه کند. او حالا در نقش اصلی فیلم «رقص باد»، بار دیگر توانمندیاش را در انتقال درست احساسات یک کاراکتر نشان داده است.
خورشید سالهاست در جنوب کشور زندگی کرده و با آداب و رسوم آنها همخو شده است.
ویژگیهای ظاهری | خورشید زنی است که بخش مهمی از عمرش را در انتظار گذرانده و بهتنهایی از پس زندگی خودش و دخترش برآمده. با اینکه زیبا به نظر میرسد اما زیاد در قید و بند خودش نیست. این را میشود از رنگ نکردن موهای جوگندمیاش فهمید. خورشید از خوابیدن میترسد و به همین دلیل چشمهایش معمولا پفکرده است و آثار خستگی طولانی در چهرهاش نمایان است. هنوز هم شوروحال جوانی در او دیده میشود. لباسهای معمولی میپوشد و فقط در مهمانی یا در عروسی دخترش لباس محلی به تن میکند.
خورشید و یونس قدمت عشقشان به 37 سال میرسد.
اهمیت نقش | خورشید زنی تنهاست که سیوهفت سال پیش عاشق یونس شده و فقط سه روز با او زندگی کرده است. سقوط هواپیما بر اثر اصابت موشک در سال 67 یونس را از خورشید گرفته و او تمام این سالها به تنهایی از دخترش که یادگار یونس است نگهداری کرده است. هیچوقت مرگ یونس را باور نکرده و همیشه چشمش به دریا بوده تا نشانی از یونس برایش بیاورد. حالا بازگشت یونس به این جزیره، بهترین خبر برای خورشید است. خورشید که به زندگی عادیاش خو گرفته با موقعیتی جدید روبهرو میشود و چند روز هم که شده، آرزویش را برآورده شده میبیند. خورشید میداند که یونس ماندنی نیست و نمیتواند به حضورش دل ببندد برای همین هم از این راز چیزی به دخترش نمیگوید و تلاش میکند حداکثر استفاده را از بودن کنار او ببرد.
بیضایی تلاش کرده تا حس عشق و انتظار را در بازیاش متبلور کند.
جنس بازی | سودابه بیضایی انتخاب خوبی برای نقش خورشید است. او نقش زنی را ایفا کرده که سالهاست احساسات درونش تهنشین شده و روند آرامی را در زندگی طی میکند. نه در مواجهه با اتفاقهای خوب، بیش از حد هیجانزده و خوشحال میشود و نه هنگام بروی ناملایمات، بیش از اندازه خودش را میبازد. نگاهش غمگین است و بخصوص هنگامی که با یونس حرف میزند، اشک توی چشمهایش حلقه میزند. بیضایی شمایلی قابلقبول از یک معشوق به نمایش میگذارد. موقع حرف زدن از خاطرات، خوشحالی در چهرهاش موج میزند اما حتی در همین خوشحالی هم اندوهی نهفته است. او احساساتش را در تمام مدت فیلم کنترل میکند و این احساسات حتی زمان نگاه کردن به دریا، سیگار کشیدن و ساز زدن هم همراهش است. بیضایی لحن صحبت کردنش را هم متناسب با احساساتی که دارد انتخاب کرده است. آرام، ملایم و شمرده شمرده حرف میزند و روی چگونگی بیان کلمات کنترل خوبی دارد. شاید اگر نماها دقیقتر انتخاب شده بود و هنگام بیان جملات عاشقانه بین خورشید و یونس، تمرکز بیشتری روی چهره این بازیگر وجود داشت، بهتر میتوانستیم عمق احساسات او را در این فیلم ببینیم.
«رقص باد» به کارگردانی جواد حسینی و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری تولید شده است.